طراحی نقشه های فاز ۱ و ۲ معماری - طراحی داخلی- طراحی و اجرای غرفه های نمایشگاهی - اجرای پروژه های تردی مکس و سه بعدی سازی - طراحی پوستر - عکاسی و ماکت سازی معماری و اجرای سایر پروژه های دانشجویان معماری
Nordwesthaus by Baumschlager Eberle
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 28 تیر1388ساعت توسط هادی مناف زاده |
دانلود تمامی مباحث مقررات ملی ساختمانی (مباحث 1 تا 20 ) مبحث 2 : نظامات اداری http://www.4shared.com/file/56761087/68e04fd/mabhas-2.html مبحث 3 : حفاظت ساختمان ها در مقابل حریق http://www.4shared.com/file/56761504/51951da4/mabhas-3.html مبحث 4 : الزامات عمومی ساختمان http://www.4shared.com/file/56761743/a819996d/mabhas-4.html مبحث 5 : مصالح و فرآورده های ساختمانی http://www.4shared.com/file/56762201/36055040/mabhas-5.html مبحث 6 : بارهای وارد بر ساختمان http://www.4shared.com/file/56763113/7bead911/mabhas-6.html مبحث 7 : پی و پی سازی http://www.4shared.com/file/56763397/b7da436e/mabhas-7.html مبحث 8 : طرح اجرای ساختمانها بامصالح بنایی http://www.4shared.com/file/56763547/6f94191/mabhas-8.html مبحث 9 : طرح و اجرای ساختمانهای بتن آرمه http://www.4shared.com/file/56765215/b5a49da1/mabhas-9.html مبحث 10 : طرح و اجرای ساختمانهای فولادی http://www.4shared.com/file/56766245/da66c60a/mabhas-10.html مبحث 11 : اجرای صنعتی ساختمانها http://www.4shared.com/file/56768177/fddc3d8f/mabhas-11.html مبحث 12 : ایمنی و حفاظت کار در حین اجرا http://www.4shared.com/file/56768456/be26ad70/mabhas-12.html مبحث 13 : طرح و اجرای تاسیسات برقی ساختمان ها http://www.4shared.com/file/56769131/c86f3adb/mabhas-13.html مبحث 14 : تاسیسات گرمایی، تعویض هوا و تهویه مطبوع http://www.4shared.com/file/56770027/79bda2a2/mabhas-14.html مبحث 15 : آسانسورها و پله برقی http://www.4shared.com/file/56767902/94871e29/mabhas-15.html مبحث 16 : تاسیسات بهداشتی http://www.4shared.com/file/56772057/9cf5fcee/mabhas-16.html مبحث 17 : تاسیسات لوله کشی و تجهیزات گاز طبیعی ساختمان ها http://www.4shared.com/file/56772690/aaa95af3/mabhas-17.html مبحث 18 : عایق بندی و تنظیم صدا http://www.4shared.com/file/56773088/158f857/mabhas-18.html مبحث 19 : صرفه جویی در مصرف انرژی http://www.4shared.com/file/56773383/94cc9f86/mabhas-19.html مبحث 20 : علائم و تابلوها http://www.4shared.com/file/56773680/b0e0cd7/mabhas-20.html لینکهای کمکی دانلود برای بیست مبحث مقررات ملی ساختمانی: مبحث یکم: http://persiandrive.net/437950 مبحث دوم: http://persiandrive.net/591763 مبحث سوم: http://persiandrive.net/884774 مبحث چهارم: http://persiandrive.net/539966 مبحث پنجم: http://persiandrive.net/598934 مبحث ششم: http://persiandrive.net/679774 مبحث هفتم: http://persiandrive.net/159684 مبحث هشتم: http://persiandrive.net/135950 مبحث نهم: http://persiandrive.net/258496 مبحث دهم: http://persiandrive.net/484737 مبحث یازدهم: http://persiandrive.net/300030 مبحث دوازدهم: http://persiandrive.net/242699 مبحث سیزدهم: http://persiandrive.net/236041 مبحث چهاردهم: http://persiandrive.net/193114 مبحث پانزدهم: http://persiandrive.net/592918 مبحث هجدهم: http://persiandrive.net/856409 مبحث نوزدهم: http://persiandrive.net/907394 مبحث بیستم: http://persiandrive.net/655426
مبحث 1 : تعاریف http://www.4shared.com/file/56759720/e55e3d6e/mabhas-1.html
مبحث هفدهم: http://persiandrive.net/323668
+ نوشته شده در یکشنبه 28 تیر1388ساعت توسط هادی مناف زاده |
شرکت اسپانیایی VAUMM به تازگی کار طراحی یک مهدکودک در شهر Gipuzkoa اسپانیا را به پایان برده است. کلاس ها طوری طراحی شده تا در مواقع دایر بودن مجموعه، نور روز را به درون محوطه آورده و فضا ها را روشن کند. تمامی وسایل داخل مجموعه و بالاخص کلاس ها، با توجه به کاربرانشان (کودکان) طراحی و ساخته شده است. کل ساختمان در دو بال اصلی و حول یک حیاط مرکزی ساخته شده است. نمایی که از این حیاط به نظر بیننده ی خارجی میرسد، به هیچ وجه نشانه های فضایی مرتبط با روحیاتکودکان زا ندارو و صرفا” با کمک جابجایی هایی در مکان قرار گیری پنجره ها، سعی در ایجاد این روحیه کرده است.
رنگهایی که در قسمت داخلی مجموعه به کار رفته، از رنگهای گرم و آرامش بخش میباشد که به محیط نه چندان کودکانه ی مجموعه ، حالتی جذاب تر و شاد تر می بخشد. این استفاده از رنگ در نما های خارجی بنا هم دیده میشود، جایی که از رنگهای گرم هم خانواده برای تناسب محیط با کاربری استفاده شده است.
+ نوشته شده در شنبه 27 تیر1388ساعت توسط هادی مناف زاده |


+ نوشته شده در جمعه 19 تیر1388ساعت توسط هادی مناف زاده |
اطلاعيه ي قابل توجه.........
به يك دوست مسلط به زبان انگليسي يا زبان فرانسه و علاقمند به پژوهش و تحقيق در زمينه ي معماري(معماري و شهرسازي) و هنر نيازمنديم....
علاقمندان فقط از طريق سيستم درج نظرات( نظر بدين) ميتوانند آمادگي خود را اعلام نمايند.
اگر مايليد اطلاعات شما بصورت خصوصي و فقط براي دست اندر كاران سايت قابل مشاهده باشد مي توانيد از درج خصوصي استفاده نماييد.
با سپاس و احترام
+ نوشته شده در جمعه 19 تیر1388ساعت توسط هادی مناف زاده |
مقدمه : باغهای ایرانی : باغ ایرانی از قدیمی ترین و مهمترین باغ های جهان به شمار می روند. باغ ایرانی بیشتر حاکی از نیازهای روحی و کمتر متناسب با نیازهای آب قابل سنجش است. از زمان های قدیم بخش اساسی از زندگی ایران و معماری آن بوده در موجودیت آتشکده های بزرگ و تقویت نمادین آنها، سهم داشته است از زمان سومریان باغ، معبد و قصر سلطنتی را احاطه می کرد. زندگی در ایران به آب وابسته و در واقع آب عامل اصلی زندگی است. ایرانیان درخت را همراه با آب روان ترسمی کرده اند که مطلوبترین منظره در یک سرزمین خشک است. پس از آب درختان مهمترین نقش را در شکل گیری باغ ایرانی دارند. ایرانیان قدیم معتقد به فرشته مقدسی بودند به نام ( اوروزا ) که صدمه زدن به گل و گیاه موجب ناراحتی و خشم او می شد. ایرانیان بسیار پیشتر از سایر اقوام و ملل پی بردند که باغ سازی اساس کشاورزی است و نیکوترین شیوه های باغ سازی را هم از زمانهایی د یرین به دست آورده بودند. در دوران اسلامی، باغ های انبوهی کاخ را احاطه می کردند و از لحاظ معماری به صورت بخشی از آن در نظر گرفته می شد. به صورتی که باغ تمامی جوانب اصلی بنا را به صور قرینه فرا می گرفت. سراسر محوطه به قطعات مستطیلی تقسیم می شد که از میان آنها جوی های کوچکی می گذشت. این باغ ها به پیروی از پیشینیان ایرانی ساخته می شوند از همان سده های نخستین هجری، باغ سازی به شیوه ایرانی به فراسوی مرزهای می رود و به مرور زمان گستره خود را وسیع تر می کند. شیوه باغ سازی در کشورهای شرقی از باغ سازی ایران الهام گرفته است، در این اسلام کاشتن درخت پسندیده و از بین بردن و قطع بی مورد آن نکوهیده شمرده شده و در این مورد احادیث و روایات فراوانی در دست است. مقدمه ای بر پیشینه تاریخی باغ ایرانی : شعر و ادب هنرهایی تزئینی ایرانی خواه از زمان هخامنشیان و خواه از زمان سامانیان و دوره اسلامی، همیشه سرشار از احترام و علاقه به طبیعت است. در باغ – این طبیعت از پیش اندیشیده – راه به انسان و طبیعت در نهایت هماهنگی است. باغ به کمک اشکال منظم هندسی رابطه میان طبیعت و دنیای درونی تصور می شود. باغ مفهوم عرفانی و مذهبی طبیعت و نظم جهان را منعکس و مفاهیم فضاها را مطرح می کند. قرآن کریم در آیه های متعددی، خوشی های بهشت را توصیف می کند و شادی و لذت عمیق کسانی را که به خدای خویش ایمان آوردند و سرانجام آرامش، برکت و آسایش یافتند و برای همیشه در باغهایی جای گرفتند که آب از زیرآنها جاری است. در سایه های خنک و برای همیشه، اراسته به چشمه های سرشار، باغ ایرانی نه تنها جای امن و آرام که در عین حال جایی است برای تفکر آرام یا مذاکرات فلسفی. جایی است برای تأمل و تحقیق، جایی که روح خسته آدمی می تواند تازه شود و آرامش یابد و منظره هایی تازه بر او مشکوف گردد. نیلوفر آبی در سراسر اعصار و در تمامی آسیا یک نماد مقدس آسمانی بود. آرایش معماری در سراسر اعصار، منحصر به گل و گیاه بوده و می باشد. تعریف و واژه شناسی : باغ ایرانی آن گونه که از ایده و تعریف آن بر می آید گذشته از فضایی عملکردی که مردمان در آن دمی بیاسایند و تفرج کنند، خود مفهومی نقش بسته بر سرزمین و برآمده از فرهنگ و شکل گرفته در آداب و رسوم مردمان است. باغهایمان در گذشته از اندیشه های شکل گیریشان، دورنمایی از آرمانهای انسان ایرانی اند، چه به آنگاه که با حفظ تقدیس آب را چنان در باغ میگرداندند تا باغشان نیز نماد تفکر و اندیشه و عناصر هستی بخششان گردد و چه زمانی که بیش از همیشه باغ را تمثیلی از بهشت برین می دانستند و تمنای جاودانگی را در باغ تجربه می کردند. واژه باغ معادل پردیس است که از کلمه « پایری د آزا » ( به معنی محوطه محصور و مدور باغ ) از بوستان ریشه گرفته است که معرب آن« فردوس است. باغ ایرانی به عنوان گونه ای از معماری برون گرای ایرانی در منطق و اصول شکل گیری فضا ارتباطی نزدیک با معناری درون گرا ( حیاط دار ) دارد. اصول باغ ایرانی از عقاید اسلامی نیز متأثر است. واژه پردیس به همان باغهای پیرامون خانه ها گفته می شده است. علامه دهخدا درباره معنی واژه پردیس می نویسد : پردیس لغتی است ماخوذ از زبان مادی به معنی باغ و بوسان که این واژه در پهلوی، پالیز شده و در فارسی دری هم به کار رفته است. باغ هم واژه ای فارسی که در پهلوی هم به همین شکل به کار رفته است. در وصف بهشت، آیات و احادیث زیادی وجود دارد به طوری که در آن تصویر باغهایی زیبا و بس بزرگ با درختان تنومند و آبشارهایی دلپذیر و کاخهای شکوهمند با ستونها و سقف هایی بلند به دست می دهد و این بهشت دارای حوض بزرگی است و نهرهای زیادی در آن جاری است. آیات دیگری نیز در وصف بهشت آمده که گاهی آن را فردوس یا جنت نامیده اند در یک مورد نیز بهشت، ارم نامیده شده و آن بهشتی است که روی زمین ایجاد شده بود. به همین جهت همواره باغهای زیادی در ایران با نامهای باغ ارم – باغ رضوان – باغ فردوس – باغ مینو و باغ جنت وجود دارد که مفاهیم همگی آنها کنایه از بهشت است. مرحوم دکتر محمد کریم پرنیا، باغ ایرانی را به پیوند فرخنده زیبائی و سودمندی می نامد. عناصر باغ ایرانی : عناصر اصلی که شامل چهار عنصر ( زمین، آب، گیاه و فضا ) هستند وقتی در منظومه فکری معماری ایرانی و با چهارچوب مفهوم و ایده باغ در کنار هم قرار می گیرند ( باغ ) را شکل می بخشند. در رابطه با زمین که یکی از عناصر اصلی باغ است به جزء شکل موقعیت های کلی، عوامل ویژگی های دیگری همچون جنس خاک شیب و اختلاق سطح، قابلیت آبیاری و حاصلخیزی نیز اهمیت دارد. باغ ایرانی ممکن است در یک سطح با شیب ملایم و یا زیاد ساخته شود و در صورت قرارگیری در زمینی با شیب زیاد، معمولاً شکل باغ تحت تأثیر شکل زمین قرار گرفته و در چند سطح ساخته می شود. در این حالت امکان ایجاد آبشر ه آبشار میسر خواهد بود. آب نیز که از عناصر اصلی باغ ایرانی است دست کم از سه جنبه مفهومی، کارکردی و زیباشناختی در باغ حضور دارد. در بیشتر موارد قناتها و یا چشمه ها منبع اصلی تأمین آب باغ بوده اند و در بسیاری از موارد میزان آب و نحوه مدیریت و تقسیم آن در گذشته که معمولاً نیز بسیار دقیق صورت می پذیرفته تعیین کننده مساحت باغ بوده است. علاقه وافر ایرانیان در به کارگیری آب در باغ باعث شده تا آنها آب را به شیوه های گوناگون در باغ به حرکت در آورده و بر زیبایی و لطافت آن بیفزایند. گیاهان در باغ ایرانی گذشته از جنس و گونه از نظر محل قرارگیری، طرح کاشت زیبایی و سودمندی بسیار قابل ملاحظه است. گیاهان در باغ ایرانی با اهداف متفاوتی از جمله سایه اندازی، محصول دهی و تزئین باغ و... به کار می روند و از آنجا که سودمندی یکی از اصلی ترین ویژگی های باغ سازی ایرانی است با بیشترین حجم گیاهان باغ، درختان میوه و پس از آن درختان سایه افکن تشکیل می دادند. به همین نسبت گیاهان تزئینی به میزان کمتری در باغ به چشم می آیند و آخرین حلقه از عناصر چهار گانه باغ ایرانی فضا یا فضای معمارانه است.در باغ ایرانی بناها ( فضای بسته ) و فضای باز با هم تلفیق گردیده و جدای از یکدیگر نیستند و حتی شاهد آنیم که آب نیز حضور و جریان خود را در میانه بناها اعلام می نماید. در میان عناصر چهارگانه ای که باغ را شکل می بخشد ( فضا) عنصری معمارانه است که وظیفه دراد تا محیطی انسانی را ایجاد کند. در تقسیم بندی و بر اساس مقیاس می توان فضاهای باغ را به گروه هایی همچون فضاهایی اصلی مانند سر درخانه، کوشک، شاه نشین و یا بالاخانه و فضاهای فرعی که مجموعه فضاهایی کم اهمیت تر باغ همچون حمام، فضاهای جنبی، خلوتها و... را شامل می گردند تقسیم کرد. فضاهای اصلی در هماهنگی با ساختار هندسی همواره در نقاط مهمی که هندسه باغ مشخص می نماید قرار می گیرند. از نظر ویژگی های کالبدی نیز می توان فضاهای باغ را تقسیم بندی کرد. این تقسیم بندی مبتنی بر فضاهای باز، نیمه باز و بسته بوده و بر اساس آن می توان ساختار فضایی و کالبدی باغ را باز شناخت و در عین حال به این دلیل که بسیاری از تغییرات که در طول زمان در فضا باغ حادث می گردد حاصل تغییرات جانبی و جداره های باغ است، روند توسعه و سیر تکامل فضایی – کالبدی آن را مورد بررسی دقیق تر قرار داد. هندسه، ساختار و نظام : مهمترین ویژگی و شاخصه باغ ایرانی فضای به غایت هندسی، منظم وار و از پیش طراحی آنهاست. این شالوده هندسی در انتزاع مفاهیم، مبانی و عناصر شکل دهنده باغ و نحوه ترکیب این عناصر و اجزاء که در نهایت به ارائه شکل کلی آن می انجامد نقش دارد. از سوی دیگر مجموعه ای از نظامها را نیز می توان بازشناخت که در شکل گیری باغ مؤثرند. این نظامها اساس فکری، آداب طراحی و نحوه زندگی و حیات مردمان تا رویش های نظم بخشی به فضاها را شامل می گردند. هندسه و ساختار : طرح باغ ایرانی براساس توجه و کاربرد خاص مربع ترکیب کلی و اجزا آن استوار است و این خصیصه شخصیت متمایز باغ ایرانی را تشکیل می دهد. تأثیرگذاری هندسه در باغ ایرانی که در پیوند فضاهای بسته و باز شکل می گیرد در تمامی عرصه ها به چشم می خورد. ساختارهای هندسی در باغ و تناسبات کلی، حصارها، محورهای اصلی و فرعی، ردیف درختکاری، جویهای آب و نحوه حضور و عبور آب و به طور کلی به هندسه مسلط در باغ می پردازد. ساختار کالبدی باغ ایرانی : محیط بیرونی باغ عمدتاً به شکل مربع کامل یا مستطیل است و با دیوار نسبتاً مرتفعی محصور است. ارتفاع دیوراها با توجه به جنبه های ایمنی و عوامل اقلیمی در هر محل متفاوت است. دیوار فضای باغ را به طور کامل مشخص از محیط پیرامون جدا می کند. دیوار بر جدایی دو عرصه فضای بیرون فضای درون باغ تأکید میکند. درختانی که در حاشیه دیوار باغ به تبع هندسه آن کاشته می شود نیز همگی همسو با هندسه دیوار باغ بوده و بر نقش آن به عنوان یک چارچوب می افزاید. فضای کلی درونی به ما تبعیت از ساختار هندسی و با خطوط عمود بر هم به فضاهای جزئی تر تقسیم می شود که این دو محور فضای باغ را به 4 قسمت تقسیم می کند. یکی از دلایلی که از مربع یا مسطیل در طرح باغ استفاده میی شود بحث جاری شدن آب در جاهای باغ و حرکت در چهارجهت است هر بخش از باغ که به شکل مربع یا مستطیل است به مربع های کوچک تقسیم می شود. در هر راس این شبکه مربعی یک درخت که عمر طولانی تری دارد کاشته می شود و در این شبکه هر مربع به مربعهای کوچکتر تقسیم و در هر راستا درختان با عمر متوسط و به همین ترتیب درختان با عمر کوتاه در رأس مربعهای میان آن ها کاشته می شود. این نظم هندسی به قدری دقیق است که با نگاه کردن به هر طرف ردیفهای منظم درختان دیده می شود و امکان نورگیری منظم همه درختان فراهم می شود، تا ناگهان قسمت اعظمی از باغ خالی از درخت نشود. جلوه باغ در فرهنگ ایران : باغ مفهومی نقش بسته بر سرزمین و برآمده از فرهنگ و شکل گرفته در آداب و رسوم مردمان است. دور از ذهن نیست اگر تصور کنیم که باغهایمان نیز گذشته ازاندیشه های شکل گیریشان، دورنمایی از آرمانهای انسان ایرانی اند. چنانچه با حفظ تقدیس، آب را چنان در باغ می گرداندند تا باغشان نماد فکر و اندیشه و عناصر هستی بخششان گردد و چه به زمانی که بیش از همیشه باغ را تمثیلی از بهشت برین می دانستند و تمنای جاودانگی را در باغ تجربه می کردند. باغ در حوزه فرهنگی بیش از هر چیز در ادبیات و شعر پارسی، معماری و هنرهای ایرانی به چشم می خورد. از این روست که باغ در شعر فارسی از دیرباز اهمیت و جایگاه خاص خود را داشته است. نقش باغ در هنرهای وابسته به معماری همچون کاشیکاری و تزئینات دیگر به عیان می توان دید. چنانچه در صنایع و هنرهای دستی نیز این حضور همیشگی و جاودانه بوده است و تأثیر عمیق باغ بر مهمترین هنرها همچون مینیاتور باغ در فضاسازی این از نقاشی ها تأثیر عمیق خود را بر جای گذاشته است. در مبحث جلوه باغ در هنر و فرهنگ ایرانی نباید از اندیشه ها و منظومه های فکری ایرانیان و نیز شناخت جامعه، مردمان، اقوام و عام و خاص ایرانی غافل شد و شایسته است تا آن جلوه و آن حضور را بیش از هر کجا در ساختارهای فکری، فرهنگی و اجتماعی ایرانیان جستجو کرد. کیفیت فضایی باغ ایرانی : ساختار هندسی دقیق کالبد باغ ایرانی را تعریف می کند و این ساختار هندسی موجب پیدایش کیفیتهای فضایی خاص در باغ می شود از سویی وجود چشم انداز اصلی به شکل مستقیم و کشیده در محور طولی باغ و کاشتن درختان بلند در دو طرف آن نقش اساسی در ایجاد پرسپکتیوی دارد که باغ را طولانی تر جلوه گر می سازد. از سوی دیگر شیب طبیعی که در اکثر باغهای ایرانی مورد استفاده قرار گرفته موقعیت مناسبی را برای قرارگیری کوشک در نقطه مرتفع باغ فراهم ساخته است. از نظر بینایی انسان وقتی در نقطه کم ارتفاع قرار گیرد فاصله خود را تا نقطه مرتفع کمتر و احساس می کند تا زمانی که همان فاصله از نقطه بلند می نگرد همین تفاوت زاویه دید انسان در جهت بالاتر و یا پیین تر از خط افق باعث می شود که کوشک از سوی سر در ورودی باغ نزدیک به نظر آید و بیننده را به حرکت به سوی آن و طی این مسافت به ظاهر کوتاه ترغیب کندو هنگامی که ازکوشک به باغ می نگرد این فاصله طولانی تر به نظر آمده و وسعت بیشتری به باغ می بخشد مانند باغ شاهزاده در ماهان كرمان. یکی از ویژگی های معماری در باغ ایرانی تلفیق بنا و باغ است و آن گاه آنچنان به هم آمیخته اند که نمی توان احساس کرد که کجا باغ سازی خاتمه یافته و کجا آغاز شده است. عنصر مهمی مانند آب که در جویها جریان دارد مسیر خود وارد کوشک شده و به طور نمایانی در معرض مشاهده قرار می گیرد و سپس از آن خارج می شود عبور مسیر جریان آب از داخل بنای کوشک و امتداد یافتن آن در فضای باغ چنان هنرمندانه فضای بیرون و درون را به هم وصل میکند که هیچ انفصالی میان این دو حس نمی شود و انتقال صدا از فضای خارج به داخل نیز این حس را تشدید می کند. در احداث باغهای ایرانی که غالباً در دامنه تپه ها قرار دارند اصول مستقیم هندسی و ردیفها و زاویه های منظم رعایت می شود. در محوطه سازی آنها تقسیمات متقاطع و صلیب وار انجام گرفته و جویها و حوضها در وسط آنها ساخته می شود. وجود جویهایی متقاطعی که باغ را به چهار قسمت تقسیم می کند به صورت یک کیفیت عرفانی در آمده بر اساس افکار بسیار قدیمی آسیا در تصور عالم موجود و تقسیم آن بر چهار منطقه که معمولاً چهار رودخانه بزرگ آنها را از هم جدا می کند. اصلی ترین عاملی که همواره به باغهای ایرانی حیات بخشیده آب جاری بوده که در چهار باغ ها و جوبیارها و جویهای کم شیب و مارپیچ به حرکت در آمده و منظره و هوای باغ را دلپذیر می کرده اند است براساس ویژ گی های اکولوژیکی در کشور ما که بیشتر مناطق آن خشک و کم آب است برای ایجاد محیطی آرام و خنک چاره ای جز احداث جویهای آب در طول تمام باغ نمی باشد که معمولاً در تقاطعها این جویها به حوضچه ها تبدیل می گردند. این جویها غالباً از حوض خانه عمارت باغ آغاز و در فاصله های منظم با استفاده از شیب طبیعی زمین با تکرار آبشارها به داخل حوضچه ها روان می گردد. آبنماها بیشتر در مقابل عمارت باغ احداث می گردد و معمولاً بعد اصلی آن در جهت طول ساختمان و به شکل های مستطیل و مربع – چند ضلعی و بیضی است. گاهی در داخل عمارتهای باغهای قدیمی هم آبنما ساخته می شود.كه اصطلاحاً به آن حوض خانه می گویند.باغهای ایرانی را می توان در یک تقسیم بندی کلی از لحاظ طرح به 2 دسته تقسیم کرد : باغهایی که دو محور موازی اصلی دارند و کوچه باغهای فرعی این دو محور با زاویه 90 درجه قطع می کنند مانند باغ دلگشا در شیراز. باغهایی که دو، سه، یا چهار محور مضاعف و موازی دارند و در مرکز باغ از یکدیگر می گذرند مانند باغ جهان نما و باغ سلطان آباد در شیراز. جایگاه باغ در شهر ایرانی : شهرهای ایرانی همواره پذیرای حضور باغ در اشکال گوناگون خود بوده اند و در هر کجا بسته به محیط اقلیم و فرهنگ شکل خاصی را پذیرفته است. شکل گیری شهرهای تاریخی ایران و رشد و توسعه آنها با توجه به ژرف به بحث باغ و باغ سازی چه در رابطه ساختاری میان باغ و شهر و چه در استفاده از باغ و عناصر مهم باغ سازی در پیکره شهر صورت پذیرفته است. باغهای ایرانی اکثراً در مناطق گرم و خشک و کم آب ساخته شده و دلیل احداث آنها در چنین مناطقی وجود چشمه های طبیعی و یا کاریز است. برای ایجاد باغ در صورت وجود آب که اصل اساسی می باشد دو اصل دیگر هم در همه نواحی ایران مورد توجه بوده است: زمین شیب دار برای تسهیل آبیاری باغ 2. خاک حاصلخیز و بارور شکل باغ در ایران از دیرباز تا کنون با چگونگی طبیعت و هوا و میزان آب تناسب کامل داشته است.گاه برای احداث باغی در زمین مناسب از نقاط دور دست آبی را که با ایجاد کاریزی به دست می آورده اند در جدولها و جویهای منظم به آن باغها می رسانده اند. در نتیجه همواره کوشش می شود که از آب بیشترین بهره به دست آید و در واقع اهمیت آب در باغهای ایرانی بیش از هر عامل دیگری است و طرح باغها به صورت تقریباً یکنواخت و همانند در بیشتر شهرهای ایران دیده می شود که تابع و متناسب با همین نیاز است جدول بندی و جوی سازی منظم باغهای ما خود دلیل جلوگیری از هدر رفتن آب است و می توان گفت چگونگی آبیاری و لزوم جلوگیری از هدر رفتن آب طرح باغها را تعیین می کند و این طرحها اکثراً به شکل مستطیل و دارای دو خیابان اصلی به صورت صلیب و برای آبیاری سایر قسمتهای جوی های آب در وسط و یا طرفین این خیابانها ساخته می شود. یکی از شیوه های باغی، باغ در زمینهای مسطح و بیشتر در پیرامون مظهر قنات احداث می شود و انگیزه آن کار این است که جریان دائمی کاریز در مسیر خود برای رسیدن به زمینهای زراعتی درختان را نیز سیراب سازند و نوع دیگر باغی که در دامنه کوه احداث می گردد و ساختمان آن در بالاترین نقطه باغ و زمین آن به صورت همه پلکانی است و آبشارهای از هر طبقه دیگر سرازیر است. باغ ایرانی همواره با دیواری محصور است که هم خلوت گاهی برای آرامش و گوشه نشینی و هم حفاظتی برای تأمین امنیت باشد. در باغهای ایرانی، فاصله میان محورها موازی معمولاً تخته زمینی است که در بعضی جاها برای کاشت گیاهان چهار فصل استفاده می شود و به آن کرت می گویند و در بعضی دیگر در صورتی که زمین شیب دار باشد مانند باغ شاهزاده در ماهان به ایجاد آب نما و آبشار اختصاص می یابد. در میان کرت، بوته های بلند که چشم انداز ساختمان باغ را بپوشاند کاشته نمی شده است. کرتهای دو سوی خیابانهای باغ را که بیشتر به صورت چهارتخته آرایش می شود، با نهال های میوه پر می کردند و در چند باغچه آن، سبزیکاری و گاهی سیفی کاری می کردند. منبع: پایگاه اطلاع رسانی معماری - aruna.ir
ساخت باغ در کشور ما سابقه ای طولانی داشته و در تمام دورانها بخصوص دوره اسلامی مورد توجه بوده است. باغها در کل عملکردهای مختلفی داشته اند و در بعضی دورانهای باغهای عمومی برای گردش و تفریح اهالی ساخته می شوند. در دوره اسلامی نیز ایجاد باغها و درخت زارها همچنان مورد علاقه ساکنان این سرزمین کهنسال بوده و علاوه بر باغهای بزرگ و با شکوه بیرون شهرها، چندین سده پدیده باغسازی در درون و پیرامون شهرها، خاص این سرزمین بوده است. در دین اسلام کاشتن درخت پسندیده و از بین بردن و قطع بیمورد آن نکوهیده شمرده شده و در این مورد احادیث و روایت فراوانی در دست است. از طرفی به دلیل اختلاف آب و هوایی مناطق مختلف ایران، بخصوص در مناطق گرمسیری باغ اهمیت ویژه ای پیدا می کند. این دو موضوع و مسایل دیگر باعث شدند که در این سرزمین درخت به عنوان عامل گیاهی و حیاتی مورد احترام اهالی قرار گیرد.
+ نوشته شده در جمعه 19 تیر1388ساعت توسط هادی مناف زاده |
در برخورد با اثر معماری معمولاً مقولههای مختلفی مورد نقد و بررسی قرار میگیرد. بسیار مشاهده شده كه از یک بنای واحد معماری نتیجهگیریهای فلسفی و اعتقادی شده، برای مثال بارها شاهد نسبت دادن وحدانیت و یکتایی یک بنا به مثابه وحدانیت وجود متعالی پروردگار بودهایم، یا به عبارت دیگر گفته شده چون فلان بنای تاریخی تک است و دارای ویژگیهای منحصر بفردی در دوره خود است پس معمار آن بنا را به نیت پرودگار خود ساخته است. در آغاز سوالی که همیشه مطرح می گردد: آیا انکار اهداف فردی و هدایت آن هدف و ایده به جهتی متفاوت نوعی توهین به شعور او نیست؟ هدف از طرح این سوال این است که آیا ما با نسبت دادن هدف اصلی معمار به هدفی مافوق آنچه در ذهن او بوده به معمار و معماری یک بنا توهین نمیکنیم، ما تا چه اندازه بر معمار سازنده بنا و دوره وی تسلط داریم که به خود اجازه میدهیم چیزی که ناشی از فهم حضوری ما از یک بنای تاریخی میشود را به کلیت بنا و معمار نسبت دهیم و آنگاه بر عقیده خود مبنی بر اینکه عقاید ما همان چیزی است که معمار سازنده داشته اصرار بورزیم . هیچگاه ما نمیتوانیم با قاطعیت در مورد چنین مقولهای بحث و گفتگو کنیم، ویژگیهای فلسفی، ویژگیهایی نسبی هستند که از فهم حضوری ما ناشی میشود. در صورتی که ویژگیهای کالبدی و کارکردی نسبی نیستند، بلکه به وضوح قابل مشاهده هستند و میتوان براحتی با درک حصولی که از موضوع داریم آن را درک کرد و به اثبات رساند. البته نباید این نکته را فراموش کرد که با بررسی تاریخ معماری و بناها و ساختمانهای دورههای مختلف میتوان به وضوح شاهد تکمیل و پیشرفت فرمهای معماری بود که هدفمندی جزء اول این پیشرفت میباشد. در بررسی بناها و تاریخ معماری گذشته آنچه در اولویت برای یک محقق است اسناد معتبر و کافی برای درک آنچه که در گذشته اتفاق افتاده است، پس ما برای نسبت دادن ویژگی فلسفی به یک بنا باید با تکیه بر مستندات گفتگو کنیم. در حالی که در بُعد عملکردی خود بنا استنادی است به عملکرد خویش. به زبان دیگر اگر فضایی در بررسی یک بنای معماری دارای کارکردی نامشخص بود (یعنی هیچ سند معتبری برای آن نداشته باشیم) به هیچ وجه اجازه ادعای کارکردی به آنچه ما از آن فضا درک کردهایم را نداریم. برای مثال بسیار شاهد این بودیم که در تخت جمشید به فضاهایی که کارکرد مشخصی برای آنها یافت نشده نام حرمسرا گذاردهاند، دادن این ویژگی کارکردی به این فضا در چنین بنای شکوهمندی و با چنان فرهنگ پارسی آیا درست است. متاسفانه کاوشهای اولیهای که بدست غیر ایرانیان صورت گرفته و آنان خود را به عنوان آغازگر و سابقهدار چنین امری قلمداد کردهاند، چنین کارکردهای غیر پارسی را بر روی فضاهایی گذاردهاند که متاسفانه ما نیز در ادامه راه آنان و با تکیه بر گفتههای آنان چنین ادعاهایی را تکرار کردهایم. البته ما باید کار غیرایرانیانی که آغازگر چنین راهی بودهاند را ستایش کنیم، ولی درست نیست که همچنان بر همه آنچه که آنها نیز گفتهاند اصرار داشته باشیم. حال که ما خود به مرحلهای از دانش و درک رسیدهایم که خود میتوانیم بر آنچه خود داریم تسلط داشته باشیم، مسلماً باید اشتباهات دیگران را درست کنیم تا آیندگاه به درستی به آنچه که داریم آگاهی یابند. بعد دیگر این مساله در نشان دادن برتریهای فرهنگی کشوری نسبت به کشور دیگر مشهود است، ما برای اینکه بتوانیم و ثابت کنیم که فرهنگی بسیار بالاتر از آنچه که دیگران متصور آن هستند داریم، ویژگیهای فرهنگی و اعتقادی خود را به ساختار یک بنا اضافه میکنیم. ما نباید فراموش کنیم که نمایش ویژگیهای اعتقادی و فرهنگی همیشه در بطن یک بنا و در قالب کارکرد خود همه چیز را بیان میکند و چیزی برای پنهان کردن ندارد که ما بخواهیم بعدها آن را کشف کنیم. برای مثال وقتی صحبت از فرهنگ ایرانی و محرمیت به سخن میآید فقط کافیست با بررسی پلان یک خانه ایرانی و مشاهده کردن ویژگی درونگرایی آن به کلیت فرهنگ آن منطقه پی برد، پس چرا باید ویژگیهای دیگری که شاید هیچ نشانی در این بنا ندارد به آن نسبت دارد. همانطور که گفته شد، ما دخیل بودن فرهنگ و اعتقادات را در ساختار یک بنا منکر نیستیم، بلکه به اعتقاد ما ویژگیهای دینی که در پس این ویژگیهای فرهنگی و اعتقادی به بنا داده میشود مطابقتی با اصل ندارد. زیرا دین عاملی بوده که قبل از ساخت بنا بر فرهنگ و اعتقادات و فولکلور یک منطقه تأثیر گذاشته و به عبارت بهتر از آن سرچشمهای برای فرهنگ و اعتقادات است، پس دوباره استفاده کردن از چنین واژهای برای یک بنا در به بیارزش شدن بعد دینی فرهنگ و اعتقادات نیز میانجامد. هر کشوری و هر فرهنگی برای خود دارای ویژگیهای است که اگر بخواهیم تمام الگوهای رفتاری و فرهنگی یک کشور را به بناهای آن کشور نسبت دهیم، الگوبرداری معماری چیزی بی ارزش و بیمفهوم خواهد بود. اما فلسفه معماری چیست؟ این معیارها بر چه اساسی ایجاد شدهاند؟ این استدلال را میتوان چنین بررسی کرد، فرض کنید فردی متدین و بسیار درستکار و راستگو است، به این فرد میتوان از ابعاد روحانی ویژگیهای را نسبت داد، یعنی ویژگیهایی که در نتیجه اعمال او میباشند. ولی اگر چنین فردی کار غیر اصولی و غیر شرعی انجام دهد، برای مثال دزدی کند، نسبتهایی که وی داده شدهاند عملاً ساقط میشود. پس میتوان چنین گفت که ویژگیهای که به یک بنا داده میشود باید رابطه مستقیمی با آنچه که هست داشته باشد، در فسلفه معماری که با خود معماری سنجیده میشود، اگر بنای ما دارای کارکردی نباشد، عملاً ویژگیهای خود را هم از دست میدهد، ولی در فلسفه معماری ناشی از درک حضوری اگر بنا عملاً دارای کارکردی نباشد میتوان چیزی به آن نسبت داد که با مطلب گفته شده این کار توهینی است به معماری. زیرا به کالبدی بدون عملکرد مشخص یک ویژگی نسبت داده شده است. برای مثال در بحث فلسفه معماری از دید معماری، وقتی به مفهوم زیبایی میرسیم، منظور ما زیبایی ظاهری نیست، بلکه زیبایی عملکردی است در حالی که در فلسفه معماری ناشی از درک حضوری زیبایی، زیبایی ظاهری است که چه قیاسی برای آن وجود دارد مشخص نیست، فقط آنچه یک فرد در نگاه اول به بنا دیده و نسبت زیبا بودن را به آن داده مد نظر است که یک امر سلیقهای است. در امر مرمت ما بسیار زیاد با چنین مقولهای روبرو هستیم، زیرا اولین سوالی که یک مرمتگر باید از خود بپرسد این هست که: هدف از ساخت این بنا چه بوده؟ و در اینجاست که او نیاز به جمعآوری مستندات و سابقه تاریخی بنا دارد، و اگر بخواهد با آنچه خود و یا دیگران در نگاه اول از بنا استنباط کردهاند و یا معماران فلسفهبافی که ویژگیهای خارقالعادهای برای آن نسبت دادهاند اقدام به مرمت و احیاء بنا کند راهی اشتباه پیش گرفته است.
در مرحله اول چند تعریف ارائه میشود:
فهم حضوری: اگر انسان مطلبی را خودش درک کند به آن فهم حضوری گویند، مانند: حس تنفر، عشق و...
فهم حصولی: اگر انسان مطلبی را از بیرون از وجود خود درک کند به آن فهم حصولی گفته میشود، مانند: داغ بودن شیایی.
رابطه نظم و معماری: انسان برای رسیدن به هدف زیستی خود در جهان مادی فضایی را برای خود میسازد که به این هدف خود برسد، پس فضای زیستی خود را با هدفی که در پیش دارد شکل (نظم) میدهد.
فلسفه معماری ویژگیهای روحانی و فرا واقعی (خارج از کارکرد و کالبد و سازه) است که ما به معماری نسبت میدهیم. اما چنین چیزی غیرقابل قبول است، معماری باید در کنار معماری نقد شود، یک بنا در قیاس با بنای دیگر منحصر بفرد شناخته میشود، ما هیچگاه نمیتوانیم چیزی را بدون داشتن معیاری نقد و بررسی کنیم، اما این معیار از کجا گرفته شده مسلماً معیارهایی که ما برای شناخت یک بنای خوب معماری داریم از درون خود معماری الهام گرفته شده است.
در برخورد با یک بنای معماری با سه مقوله اساسی مواجه هستیم، سامانه کارکردی، سامانه کالبدی و سامانه سازهای، اگر بنایی یکی از این ویژگیها را نداشته باشد، ارزش معماری ندارد، اما زمانی که یک بنا این سامانهها را در کنار هم داشت دارای نظم معماری است و نظم معماری سازنده فلسفه معماری درست است، پس فلسفه معماری منتج از نظم معماری است نه برگرفته از فلسفههای دیگر.
+ نوشته شده در جمعه 19 تیر1388ساعت توسط هادی مناف زاده |
طراحی منازل با استفاده از فریم های فولاد سرد
فولاد سرد چیست ؟
اجزای خانوادة فولاد سرد (CFS)از ورق های فولادی سازه ای ساخته می شود که از طریق پرس ورقهای بریده شده ویا رول فرمینیگ فولاد توسط مجموعه ای از قالب ها شکل داده می شوند برای شکل دهی به این شیوه به عملیات حرارتی نیاز نمی باشد (برخلاف فولاد نورد گرم) وبنابراین آنها را با نام فولاد سرد می شناسند .
اعضای خانوادة فولاد سرد ودیگر محصولات آن نازک تر ، سبک تر ودارای تولید ساده تری بوده ونوعا" نسبت به همتاهای تولیدی به شیوة نورد گرم خود از هزینه های کمتری برخوردارند گستره ای از ضخامت های مختلف فولاد برای برآورده کردن نیازهای سازه ای وغیر سازه ای در دسترس می باشند .
چرا CFS راانتخاب می کنند ؟
فریم های فولاد سرد در طی سالیان اخیر بنابه دلایل متعددی مورد توجه مصرف کنندگان قرار گرفته وتوانسته است که سهمی از بازار را به خود تخصیص دهد . در واقع بیش از 50% از سازه های خانه سازی در ها وایی CFS می باشند. دلایل متعددی برای جلب توجه به سمت فریم های فولاد سرد وجود دارد. فریم های CFS برای کف ودیوارهای داخل بسیار با محصولات چوبی مهندسی و cement board وسازگار می باشند .
مطالعات زمان سنجی متعدد نشان داده اند که مزایایی هزینه ای برای کاربران با تجربه CFS در حدود 2 تا 6درصد کل هزینه بنا می باشند که وابسته به نوع خانه است. همچنین CFS ازتلرانس های ابعادی دقیقی برخوردار است . وبرای مناطقی با مشکل حشرات وموریانه مواجه می باشند گزینه مناسبی است .هیچ دلیلی وجودندارد که منابع موجود برای کمک به طراحان از تسهیلات هزینه ای خاصی برخوردار باشند.
فریم های CFS آزادی در راهکارهای طراحی را ارایه می کنند که نسبت به استفاده از فریم سنتی با صرفه تر خواهند بود . (به عبارتی فضای باز بیشتر ،تیرهای بلند ترو سقف های بلند)
مزایای فریم های CFS
برخی از کیفیات منحصر به فرد فریم های فولادی عبارتنداز :
1- فراوانی : اعضای خانوادة فولادهای سرد به راحتی توسط توزیع کنندگان محلی تامین کنندگان ومصالح ساختمانی در دسترس می باشند .
2- ثبات قیمت: بهای فولاد در طی دو دهه اخیر تقریبا ثابت بوده است .
3-کیفیت یکپارچه : فولاد دارای گره ،پیچش ویامعایب موضعی نمی باشد . همواره ا زنظر ابعادی دقیق بوده وتحت تلرانس های تعیین شده ای تولید می گردد .
همخوانی با استانداردها، فریم های CFS تحت استاندارد های ICC,CABO, IBC ,IRC قرار دارند ، عدم اشتعال ومقاومت بالای آنها امکان استفاده آنها را در ساختمانهایی تا ارتفاع 6 طبقه فراهم می آور ند.
4-انعطاف در طراحی: اعضای خانواده CFS در اندازه های مختلف موجود می باشند وطراح را قادر به برآورده ساختن ملزومات مورد نیاز خود برای بارها ، تحت شرایط اقتصادی ودستیابی به طول تیرهای بلند می نماید.
5-وزن سبک:لیستوفر وزن فلز مصرف....
طراحی منازل با استفاده از فریم های فولاد سرد
مشخصات :
When specifying CFS framing members, the universal designator system is typically used. The "STUF" designation identifies any common CFS member using:
• Web Depth (D), expressed in 1/100th inches,
• Flange width (B), expressed in 1/100th inches,
• Minimum Base Metal Thickness (t), expressed in mils (1/1000th inches), and the following designators:
Example: Designation for a 5-½"-16 gauge C-shape stud with 1-5/8" flanges: 550S162-54
CFS members are typically labeled with manufacturer's identification or logo, minimum uncoated steel thickness, minimum yield strength and coating designation (if other than minimum) at a minimum spacing of 48 inches along the length of the member. For users that are accustomed to the old "gage" system of steel thickness, the following conversions may be useful.
عضوهای CFS عمدتا توسط علامت شناسایی با لوگوی تولید کننده ، حداقل ضخامت فولاد بدون پوشش ، حداقل تنش شکست ومشخصات پوشش در حداقل فضای 46 اینچ در طول عضو برچسب زنی می شوند ، تبدیلهای زیر می توانند برای کاربرهای آشنا به سیستم ضخامت فولاد (gage)مفیدباشند .
ضخامت فولاد (mil) ضخامت فولاد gauge کد رنگ Ast/4-c955
18 25
27 22
33 20 سفید
43 18 زرد
54 16 سبز
68 14 نارنجی
97 12 قرمز
آیا خانه های فولادی در معرض خوردگی قرار دارند ؟
مالکین منازل انتظار دارند که خانه هایشان یک عمر یا بیشتر دوام داشته باشند بنابراین، وجود سیستم حفاظتی مناسب در مواد فریم ها برای تحقق این منظور لازم می باشد درمورد فولاد این کار توسط گالوانیزه سازی انجام می گیرد عضوهای فولادی واقع درداخل منازل همچون فریم کف یا دیوارها، سطح خوردگی بسیار کمتری دارند مطالعات نشان داده اند که فولاد با پوشش مرسوم روی G40 بایستی تحت این شرایط تا بیش از 100سال عمر کند . تمامی عضوهای سازه های دارای حداقل پوشش فلزی G60 (یا معادل آن) می باشند . عضوهای فریم غیر سازه ای نیز دارای حداقل پوشش فلزی G40(یا معادل) می باشند . عدم نصب تیرچه های CFS در تماس با مس ضروری است . مواد CFS با چوب خشک دیوارهای پیش ساخته، محصولات ایزولاسیون ویا گچ خشک وسیمان وارد واکنش نمی شوند .درآب وهواهای خاص ونامساعد همچون ساحلی بایستی از پوشش G70برای حفاظت سازه ها استفاده گردد . مانند هاوایی که درآن خوردگی ، موریانه ، زمین لرزه جزو ملاحظات خاص محسوب می گردند .
مواد مورد نیاز
سطح مقطع Cشکل ،گونه مرسوم درفریم های CFS محسوب می شود . یک عضو Cشکل متشکل از یک صفحه جان، یک بال ویک لبه سوراخدار و یا بدون سوراخ می باشد . نبشی، صفحات ، کانالهای زیر سازی وکلاهی نیز می توانند موجود باشند . ضخامت عضو برحسب mils (یک هزارم اینچ) بیان می شود البته سیستم gauge هنوز به طور گسترده ای مورد استفاده قرار می گیرد .(هر چه gauge بالاتر باشد ضخامت کمتر است) . فولاد دربین دیگر مصالح ساختمانی از بیشترین نسبت مقاومت به وزن برخوردار است .
عضوهای فریم CFS توسط عملیات سرد از ورقهای فولاد سازه ای وبرطبق یکی از استانداردهای زیر شکل دهی می شوند .
• ASTM A 653. Grades 33.37.40 &50(Class 1,3)
• ASTM A 722: Grades 33,37,40 & 50A
• ASTM A 875: Grades 33,37,40, & 50(Class 1,31)
فولادهای که برطبق استاندارد ASTM A653 ساخته می شوند بایستی در موارد ملزومات تنشی وارتجاعی با نسبت مقاومت تنشی به نقطه تسلیم حداقل 1.08 وازدیاد طول کل حداقل 10%برای طول 2"و%7 برای 8" همخوانی داشته باشند .
تهیه کردن و حمل و نقل
CFS را معمولاً می توان از پخش کننده های اسکلت فولادی ، تهیه کننده تیغه ها یا تولید کنندههای اسکلت های فولادی ، تهیه کرد.
اجزاء فولادی به صورت دسته یا پالت وجود دارند . با یک جرثقیل می توان تخلیه بار را به راحتی انجام داد . با طراحی برش های دقیق می توانید کار را ساده کنید . نرم افزار Steelxpert یک ابزار عالی برای طراحی این برش هاست . همچنین توصیه می شود که مواد درخواستی را 15% بیشتر سفارش دهید . برای دریافت یک کپی از NT5-99 یا نرم افزار Steelxpert به سایت اینترنتی زیر مراجعه کنید :
http:// www.steelframingalliance.com/
اتصال دهنده های اجزاء CFS
پیچ های خودکار دریل کننده (یا پیچ های نفوذ کننده ) شایع ترین اتصال دهنده ها هستند دیگر تکنولوژی های اتصال مثل اتصال دهنده های بادی ، پودری و چین دار( بدون اتصال دهنده ) نیز قابل استفاده می باشند .
• اتصالات فولاد به فولاد ، معمولاً از پیچ های سرعت شماره 2/1-8 اینچ برای اتصال تیرچه ها / پایه ها به ناودانی ها استفاده می شود .از پیچ های دریل کننده شماره 4/3-10 اینج برای فولادهای ضخیم تر استفاده می شود. از پیچ های دریل کننده با سطح مقطع کوچک برای مواد سخت استفاده می شود . پیچ ها باید با حداقل فاصله مرکزی 0.5 اینچ از یکدیگر نصب شوند.
• اتصالات چوب به فولاد : معمولاً از پیچ شماره 8 دریل کنند به همراه نقطه راهنما برای اتصال چوب به فولاد استفاده می شود . پیچ های خود دریل شونده با سر مخروطی نیز برای وارد شدن به چوب بدون ایجاد ترک در آن طراحی شده اند . پیچ هایی که سر آن آنها ویفر است برای اتصال مواد نرم به پایه های فولادی مورد استفاده قرار می گیرند . از پیچ های سرپخ نیز برای نفوذ در جسم بدون ایجاد خرابی یا ترک در سطح پرداخت استفاده می شود .
پیچ های پوشش ها باید قبل از اینکه سطح پوشش را به داخل فشار دهند ، آن را سوراخ کرده و از آن بگذرند.
• اتصالات صفحات گچی به فولاد . صفحات گچی با پیچ های سرتیز مخروطی شماره 6 اینچ (با نام پیچ تیغه ) ، متصل می شوند . از یک تعیین کننده عمق جهت جلوگیری از ایجاد خسارت به صفحه گچی استفاده کنید. برای فولادهایی با ضخامت بیشتر از 43mils از پیچ های مخروطی خود دریل شونده استفاده کنید .
منابع تولید کننده :
تولید کننده های ملی و ناحیه ای ، واحدهای نورد ، تامین کننده ها و توزیع کننده های فولاد سرد را می توانید در وب سایت زیر بیابید :
http:// www.steelframingalliance.com/
تولید کننده ها می توانند اطلاعات جزئی تری شامل انواع گزینه ها ، ابعاد ، جداول طراحی و خصوصیات ارائه کنند .
انجمن تولید کننده های تیرچه های فولادی (SSMA) ، یک کاتالوگ جامع و یکپارچه شده از تولیدات مسکونی و تجاری سبک ارائه کرده است .
انتخاب یک تولید کننده یا یک واحد نورد که حمایت فنی و خصوصیات دلخواه را به همراه محصول به شما ارائه کند (مثل شکل خاص برای یک معماری تک ) یک مسئله مهم است . مواردی نیز درباره موثر بودن راهنمایی ها وجود دارند که باید بررسی شوند .
گو اینکه این مسائل معمولاً با تجربیات شخصی یا مشاوره با یک استاد آشنا با CFS حل می شوند .شرکت سازه های سبک مدرن البرز داری دانش طراحی ، محاسبات ، تولید ، نصب وآموزش میباشد.
باید توجه داشت که یک منحنی یادگیری برای هر فن آوری جدید وجود دارد که باید پیموده شود. اما با یک رویکرد خوب ، تکنولوژی های روز می توانند سود آوری خوبی داشته باشند .
منابع اطلاعات فنی
اطلاعات فنی درباره فولاد سرد را می توانید در وب سایت North American steel framing alliance به آدرس http://www.steelframingalliance.com بیابید . این وب سایت به سایت های دیگر از جمله light gauge steel Engineers Association با آدرس زیر /http:// www.Igsea.com لینک دارد .
هر دو وب سایت دارای اطلاعات مفیدی برای طراحان ، سازندگان و افراد بررسی کننده رعایت شدن قوانین که به یادگیری علاقه مند هستند، می باشند .
فولاد سرد همچنین در قوانین بین المللی ساخت ساختمان ، منتشر شده د ر سال2000 ، توسط International code council. مورد توجه قرار گرفته است .
Steel Framing Standards
آیین نامه های مورد استفاده شرکت خشت و پی بنا و شرکت البرز برای سازه های cold form
Truss Design
Standard
2004 Edition
pricing & info ->
Header Design Standard
2004 Edition
pricing & info ->
Lateral Design Standard
2004 Edition
pricing & info ->
eneral Provisions
2004 Edition
pricing & info ->
Truss Design
Standard
2001 Edition
pricing & info ->
Header Design Standard
2001 Edition
pricing & info ->
Prescriptive Method for One & Two Family Dwellings 2001 with 2004 Supplement
pricing & info ->
Revised Prescriptive Method for One & Two Family Dwellings - has increased the wind load requirement for residential framing up to 150 mph. pricing & info ->
Commentary on North American Specification
for the Design of Cold-Formed Steel Structural Members pricing & info ->
North American Specification for the Design of Cold-Formed Steel Structural Members
pricing & info ->
General Provisions
2001 Edition
pricing & info ->
Wall Stud Design Standard
2004 Edition
pricing & info ->
Prescriptive Method for One & Two Family Dwellings 2001 Edition pricing & info ->
انجمن محلی فولاد
8 انجمن محلی فولاد (علاوه بر انجمن ملی ) برای اشاعه اقتصادی وعملی CFS در ساختمان های مسکونی و تجاری سبک ، به وجود آمدند . این انجمن ها همچنین به تربیت و آموزش سازندگان ، پیمان کاران و طراحان پرداختند . بسیاری از این انجمن های دارای وب سایت و خبرنامه هستند و نشست های مرتبی برگزار می کنند .
انجمن های محلی می توانند مکان بزرگی برای دیدار تامین کنندگان محلی ، پیمان کاران، سازندگان و طراحان باشند .
انجمن Mid Atlantic Steel Framing ایالات Pennsylvania ,Delaware, Virginia, Maryland ,Newjersey , District of Colombia را تحت پوشش دارد .
این انجمن 27 عضو دارد. که نماینده صنایع مختلف هستند و همچنین دارای خبرنامه فصلی و یک وب سایت به آدرس http:// www.masfa.com می باشد .
طراحی یک خانه با استفاده از اسکلت CFS
کلا سه منبع برای راهنمایی طراح برای ساخت خانه ای با کاربرد CFS وجود دارد :
1. Prescriptive Method for Residential Cold-Formed Steel Framing, 2000 Edition;
2. Sections R505, R603 and R804 of the International Residential Code, 2000 Edition; and,
3. Manufacturer technical data.
دیگر موارد چاپ شده و بولتن های فنی برای اجزاء خاص یا روش های طراحی نیز در دسترس می باشند .
1. Design Guide for Cold-Formed Steel Trusses
2. Shearwall Design Guide
3. Low-Rise Residential Construction Details
4. Durability of Cold-Formed Steel Members
5. Builder's Stud Guide
6. L-Shaped Header Field Guide
7. Builder's Guide to Residential Steel Floors
8. Inspection Checklist for Cold-Formed Steel Framing
9. Shear Transfer at Top Plate: Drag Strut Design
10. Vertical Lateral Force Resisting System: Boundary Elements
11. Lateral Load Resisting Element: Diaphragm Design Values
12. Screw Fastener Selection for Light Gauge Steel Frame Construction
For unique conditions, it may be necessary to use the AISI Specification for the Design of Cold-Formed Steel Structural Members
با دانستن راهنمایی های بالا ، اکثر تصمیمات طراحی CFS را می توان به سادگی وبا استفاده از جداول راه حل ها و جزئیات اتصالات گرفت.
اما نکات طراحی که می توانند برای تازه کاران مفید باشند در زیر ارائه می شود:
1- رویکرد گروهی شامل پیمان کار ، سازنده ، تولید کننده ، طراح ، مالک مفید است . این بدان معنی است که کل گروه باید هر چه زودتر ، و حتی در طول طراحی در روند داخل شوند.
2- مطمئن شوید که پیمان کار روشهای استفاده از CFS را به خوبی می داند . یک طرح ضعیف می تواند به شکل بدی در تکنولوژی CFS منعکس شود.
3- همیشه از خط مشی ایمنی و سلامت شغلی ناظران پیروی کنید
4- تماس اجزای ساختمانی بایستی به صورت عمودی به محل فونداسیون حمل شوند . مگر اینکه حمل افقی از خصوصیات عضو مربوطه محسوب شود
5- هنگام نصب اعضای فولادی به فولادی ابزار ذیل بایستی با سرعت پائین تر از 2500red/min حرکت کند تا از نصب ناصحیح جلوگیری گردد.
6- لوله کشی را حتی الامکان داخل زمین و دیواره های داخلی انجام دهید
7- از قرار دادن لوله ها در دیوارهای خارجی پرهیز کنید زیرا می تواند با اعضای ساختمانی تداخل داشته باشد و یا ارزش دمایی دیوار را کاهش دهد.
8- سخت کننده های صفحات حمال در مخل گره های سقف ها فراموش نشود. این اجزا ضروری می باشند. سخت کننده ها را می توان در سمت دیگر مخل گره های سقف ها نیز نصب نمود.
9- از راهنمایی طراحی حرارتی (http://www.stealframing alliance.com) برای فهم ضخامت مناسب استفاده کنید.
10- عایق های پلاستیکی ، واشرها و مجاری و یا دیگر روشهای حفاظتی کابلها را بایستی جهت محافظت از پوششهای پلاستیکی کابل های برق هنگامی که از سوراخهای اعضای CFS عبور می کند استفاده نمود .
11- همیشه از جدا بودن لوله های مسی از اسکلت فلزی به وسیله عایق های پلاستیکی و یا دیگر روش های مجاز اطمینان حاصل نمائید .
12- جزئیات تولیدی فولاددر رابطه بااشتعال را می توانید در Ul's fire cypsum A ssociation fire Resistance Design Manual ، یا دیگر نشریات بیابید.
13- تمام پایه های تحمل کننده بار ، باید در ناودانی هایی با حداکثر شکاف 8/1 اینچ بین انتهای پایه و کف ناودانی ها ، بنشینند.
به نقل از www.irancivilcenter.com
+ نوشته شده در جمعه 19 تیر1388ساعت توسط هادی مناف زاده |
دو سوم اراضی فنلاند از جنگل پوشیده شده است. چوب در واقع سمبلاین کشور محسوب میشود. برخی از معماران این کشور را سرزمین معماری چوبی لقبدادهاند. ما از طرحهای معماری کهچوب در آنها بیشتر به کار رفته باشد، بیشتر لذت میبریم در واقع چوب به نوعی ارتباطما را طبیعت برقرار میکند.... دو سوم اراضی فنلاند از جنگل پوشیده شده است. چوب در واقع سمبلاین کشور محسوب میشود. برخی از معماران این کشور را سرزمین معماری چوبی لقبدادهاند. ما از طرحهای معماری کهچوب در آنها بیشتر به کار رفته باشد، بیشتر لذت میبریم در واقع چوب به نوعی ارتباطما را طبیعت برقرار میکند. برخلاف سنگ، شیشه و آجر که به نظر میرسد شکل وقالب مشخصی دارند، چوب امکان تغییر شکل پیدا کردن و ایجاد تنوع را برای معمارانفراهم میکند. همین امر توجه معماران را به استفاده هر چه بیشتر از چوب جلب کردهاست. بسیاری از محققان معتقدند که با گذشت زمان ارزش چوب این ماده طبیعی بیشترخواهد شد. کاربرد چوب از هر نظر مقرون به صرفه بوده و ضایعات به دنبال ندارد. در بین کشورهای دنیا فنلاند معماری چوبی را بیش از پیش مورد استفاده قرارداده است برخی از معماران این کشور را به سرزمین معماری چوبی لقب دادهاند. در دپارتمان معماری tkk این کشور برنامه یکسالهای در مورد چوب و معماریچوبی تنظیم شده است که در آن ویژگیهای زیستشناختی، فنی و معماری چوب مورد بررسیقرار میگیرد. چرخه کامل چوب از زمان حیاتش در قالب یک درخت در جنگل تا زمانی که بهصورت الوار در ساخت خانهها و یا تزیینات داخلی مورد استفاده قرار میگیرد، دنبالمیشود. از چوب به عنوان یکی از مصالح ساختمانسازی در ساخت ساختمانهایمسکونی و اداری استفاده میشود. معماران چوب را در قالب سبکهای سنتی یا به صورتورقهورقه شده یا نوعهای متفاوت دیگر به کار میبندند. موزه « فینیش » در فنلاند چندی پیش نمایشگاهی با عنوان از چوبتا معماری برگزار کرد که در آن ساختمانهایی که عمده مصالح آن از چوب تشکیل شدهبودند به نمایش درآمدند. دو سوم اراضی فنلاند از جنگل پوشیده شده است. چوبدر واقع سمبل این کشور محسوب میشود شاید به همین دلیل است که معماران این کشور قصددارند تا با بهرهگیری هر چه بیشتر از این ماده طبیعی بین مصنوعات خود و محیطپیرامون ارتباط نزدیک برقرار کنند. در کشور فنلاند استفاده از چوب به عنوان ماده اصلی در ساختمانسازیبیشتر از مواد دیگر نظیر سنگ مقرون به صرفه است، چرا که چوب مادهای احیاپذیر استکه شرایط جغرافیایی این سرزمین دسترسی مصرفکنندگان این ماده را تأمین میکند. البته آجر و سنگ نیز در ساخت بناها در این کشور مورد استفاده قرارمیگرفتند ولی شاید در دسترس بودن چوب و ارزان بودن و تبدیلپذیری آن به اشکالمختلف، کاربرد آن را بیش از پیش افزایش داده است. البته در کشور فنلاند در طول 40سال گذشته مصرف چوب کاهش یافته است ولی معماران این کشور سعی دارند تا با بهکارگیری سبک نوینی از چوب توجه همگان را به ارزش جاودانه این ماده طبیعی جلب کنند. منبع : مرکز عمران ایران ( به نقل از پایگاه اطلاع رسانی شهرسازی ومعماری)
با افزایش کاربرد چوب در معماری، چوب و الوارهای چوبی عصر رنسانس خود رابه عنوان مصالح معماری میگذرانند. امروزه معماران به کاربرد چوب در ساختساختمانهای خود بسیار اهمیت میدهند. چراکه چوب علاوه بر برخورداری از زیبایی واصالت و انعطافپذیری در مقایسه با بسیاری از مصالح هزینه کمتری در بر دارد و مجموعاین عوامل ارزش آن را بیش از پیش روشن میسازد.
با افزایش کاربرد چوب در معماری، چوب و الوارهای چوبی عصر رنسانس خود رابه عنوان مصالح معماری میگذرانند. امروزه معماران به کاربرد چوب در ساختساختمانهای خود بسیار اهمیت میدهند. چراکه چوب علاوه بر برخورداری از زیبایی واصالت و انعطافپذیری در مقایسه با بسیاری از مصالح هزینه کمتری در بر دارد و مجموعاین عوامل ارزش آن را بیش از پیش روشن میسازد.
+ نوشته شده در جمعه 19 تیر1388ساعت توسط هادی مناف زاده |
برج میلاد از دیدگاه معماری هر بار كه برجي رفيع از زمين شهر بزرگ و متكي بر سرزميني غني و برخوردار از تاريخ عظيم و مملو از انديشه هاي ناب و كائناتي بر مي خيزد ...، دست كم ما معماران ، خواستار چگونه زاده شدن اش هستيم . از ديدگاه اينجانب ، برج ميلاد عنصر معمارانه بسيار پرقدري كه مي خواهد نشانه اي از يگانه بودن زمين و آسمان باشد و ژرفاي زمين را نيز بخشي ازآسمان مي داند (چنان كه هزاران سال تاريخ انديشه ايرانيان مي نماياند ) نمي تواند چگونه زاده شدن خود از زمين را از انظار پنهان كند .
یادداشتی از دکتر منصور فلامکی
براي اين كه بتوانيم از ديدگاه معماري به برج ميلاد بنگريم – و اين نكته اي است كه همكاران معمار به بنده امر كرده اند تا سخني در باب اش بگويم – نخست بايد به اصل موضوع برج ميلاد بنگريم . ارائه نظر در باب برج بزرگ شهرتهران نمي تواند نخست در چهارچوبي گسترده تر قرار گيرد ؛ نمي توانيم به ياد نياوريم كه زمين شناسان و اقليم شناسان و جغرافي دانان و معماران و مهندسان ساختمان از يك سو و كساني كه تصور مي كنند مديريت به معناي تصميم گيري براي شهري عظيم مانند تهران امري است تخصصي ... ، از سوي ديگر برج را به دنيا آورده اند .
از ديدگاه اينجانب برج بزرگ و رفيع تهران ، داراي شخصيتي چندان استثنايي است كه نمي تواند بر پايه ضابطه هاي كاربردي و اقتصادي روزمرّه موضوع بررسي و ارزيابي قرار گيرد .
برج ميلاد را همانند برج ايفل پاريس و برج بزرگ توكيو و ناگويا و بارسلون ، به عنوان اثري بايد ديد كه تعلق اش به زمان ساخته شدن اش نمي تواند تعيين كننده ارزش نمادين آن دانسته شود . در زمينه همين نگاه كلي است كه فكر مي كنيم بايد – با آرامشي كه طعم تاريخ دارد و خواهان پرهيز و گريز از شتاب است – به اين برج بنگريم و به ياد بياوريم كه تمام كاربردهاي موعود آن ، هرگز هميشه ثابت نمي مانند . به اين معنا كه ارزش گذاري بنايي برج ميلاد ، بايد استوار بر بينشي تاريخي باشد و نه بر نگرشي كاربردي و نه حتي صرفاً فني – تخصصي .
اين نكته را بايد به خاطر بياوريم كه بناي برج ها و منارهاي كهن كشورمان كه نمايانگر هستي پوياي انسان بر روي خاك خداوند بوده اند ، هيچگاه بر مبناي محاسبه هاي سود و زيان روزمره ساخته نمي شدند و به دليل اهميت كاربري هاي موقتي اي كه به عهده مي گرفتند ارزيابي نمي شدند – و نمي شوند .
از اين مقدمه كه زيادي طولاني شد بگذريم ، نگاه معمارانه به برج آغاز مي شود. در اين زمينه – از ديدگاه اينجانب – چند نكته قابل طرح اند و مي توانند بهانه ها يا ابزارهايي را براي گفت و شنود به دست دهند .
اول – اين كه برج ، به دليل تعلق به گستره بسيار وسيع شهر تهران ، در فاصله كم يا بيش مياني شهر قرار مي گيرد – تا جايي كه مي شده ، از كوه فاصله مي گيرد و خود را زياده به دشت نزديك نمي كند . از اين روي ، بيش ترين ميزان آزادي را به طراح معمار مي دهد كه خود را از قيدهاي جغرافيايي وابسته به منظر برهاند : طرح گرد يا استوار شدن بر دايره ، در ساختمان سر برج راهنماي ساختمان مي شود . و تا اين جا با تمامي برج هاي بزرگ و كلاسيك جهان مشابه مي شود . بخش ساختماني بالاي برج ، به ويژه به كمك ابزار بندي يا بهتر نقش بندي هاي هندسي اي كه برايش ترسيم كرده اند ، خود را از پايه برج كاملاً جدا مي كند . و اين جا ، هر بيننده اي دوست دارد كه معناي معمارانه – و نه كاربردي و منطقي و خشك – اين اتصال را بداند و بپسندد .
از ديدگاه اينجانب ، نسبت حجمي مطلوب و هماهنگي شكلي اي كه بتواند سخن از آرامشي داشته باشد كه در بناهاي بلند و نمادين شاخص اصلي دانسته مي شود ، در طرح ما ديده نمي شود . اين آرامش ، معمولاً ، از يگانگي هاي شكلي يا از وحدت شكل بر مي خيزد .
دوم – به بينش هايي متفاوت مي توانيم به برج هايي نظير ميلاد تهران بنگريم : سر برج مي تواند به خاطر نقشي كه در دل خود دارد ( و مكاني مقارن با آرامش براي شهروندان دانسته مي شود ) از بدنه برج متمايز شود (مانند ميلاد) . راهي متمايز آن است كه سر برج در ادامه پيكره اي كه از زمين برمي خيزد ديده و طراحي شود . در اين صورت ، برش هاي اعمال شده روي پايه برج – كه چشم را آزار مي دهند زيرا وجه عمودي خطوط را با گريزهايي حساب نشده همراه مي كنند . و يك باره دگر شدن طرح پايه بايد بتواند حاصلي زيبا روي و چشم نواز بدهد كه اين ديده نمي شود .
پيوند شكلي ميان سر و بدنه برج ديده نمي شود و – به جاي آن – تركيبي كه به دست آمده سخن از عدم سنجش ترسيم دارد : چگونه حجم هاي دوگانه ، در نقطه اتصال به يك ديگر ، از ظرافت هايي كه از بينش هنري بر مي خيزند تهي مي شود ؟ به اين پرسش نمي توان با خطوط و سطوحي كه از معماري هاي ايراني يك هزار سالة اخير گرفته شده اند كمك گرفت و نياز به دقت نظر و ابداع را با ساده نگري اي در حد بازاري گري پاسخ گفت .
سوم – هر بار كه برجي رفيع از زمين شهر بزرگ و متكي بر سرزميني غني و برخوردار از تاريخ عظيم و مملو از انديشه هاي ناب و كائناتي بر مي خيزد ...، دست كم ما معماران ، خواستار چگونه زاده شدن اش هستيم . از ديدگاه اينجانب ، برج ميلاد عنصر معمارانه بسيار پرقدري كه مي خواهد نشانه اي از يگانه بودن زمين و آسمان باشد و ژرفاي زمين را نيز بخشي ازآسمان مي داند (چنان كه هزاران سال تاريخ انديشه ايرانيان مي نماياند ) نمي تواند چگونه زاده شدن خود از زمين را از انظار پنهان كند . از اين روي ، طرح برج به دور از ظرافت هاي انديشه يي و نظري است مگر آن كه طراحان آن ، همان گونه كه سر برج را براي كاربري هاي انتفاعي خواسته اند و به آن شكلي ساده پسند داده اند عنوان كنند كه حجم زيرين برج بايد به كارهاي روزمره مي آمده و مقدور نبوده است كه سه بخش زيرين و مياني و بالايي برج ، طرحي در معنا و در ذات يگانه اي به دست دهند .
+ نوشته شده در جمعه 19 تیر1388ساعت توسط هادی مناف زاده |