دنیای معماری هم بهمانند دنیای سینما سوپراِستارهایی دارد. بازیگران مشهور عالم معماری اِستارشیتکتهایی هستند که بهدلیل برخورداری از تحسین منتقدان و پیشرو بودن در نوآوری معماری، بر جایگاه دست نیافتنی ستارگان این حرفه تکیه زده و میزان بسیار وسیعی از اخبار و رویدادهای معماری را تحت الشعاع حضور و فعالیتهای خود قرار دادهاند. اِستارشیتکتها از موقعیت خود راضی به نظر میرسند چرا که در ذهن عامهی مردم – و حتی بخش وسیعی از استادان و دانشجویان – به عنوان قهرمانان دنیای معماری مورد پرستش قرار میگیرند و محبوبیت آنان در برخی موارد بهحدی است که چاپ تصاویر آنان و آثارشان بر روی جلد مجلات تخصصی معماری میتواند کارکردی همانند ژورنالهای رنگارنگ لباس و مد داشته باشد و موجب جذب مشتری و فروش بیشتر شود.
کمکم با افزایش شهرت این ستارهها، کنجکاوی نسبت به زندگی شخصی این قهرمانان نیز بیشتر میشود (این مصاحبه آیزنمن را بخوانید) و ستارههای عالم معماری پا به عرصههای عمومیتر اجتماع میگذارند (اینجا را ببینید). اِستارشیتکتها روز به روز قدرتمندتر میشوند، چندان که هرگونه حرکت جدید در عرصه معماری تنها با تأیید و حمایت این گروه قدرتمند، اعتبار پیدا خواهد کرد. بنابراین به جایی خواهیم رسید که مافیایی به نام مافیای اِستارشیتکتها برای معماری نخبهگرایانه و آینده آن تعیین تکلیف خواهد کرد. مایکل سورکین، معمار آمریکایی مستقر در نیوریورک که چندین نیز سال در وین تدریس کرده، در جایی از انحصارطلبی گروهی از اِستارشیتکتها سخن میگوید. او معتقد است که انتشار کتاب معماری در آمریکا، امروزه تنها از طریق داشتن یا برقراری روابط نزدیک با گروه مافیایی اِستارشیتکتها به مرکزیت دو دانشگاه نیویورکی پرینستون و کلمبیا مقدور است. سورکین، فیلیپ جانسون فقید را رئیس و سردسته این گروه مافیایی میداند و در ادامه از افرادی نام میبرد که همگی – طبق باور اکثریت – از قهرمانان بلامنازع و دستنیافتنی معماری پیشرو به شمار میروند: پیتر آیزنمن، فرانک گهری، مایکل گریوز، ریچارد مهیر، ولف پریکس، دانیل لیبسکیند، رم کولهاوس و زاها حدید. ستارگان نامبرده همگی تأثیر زیادی بر انتشار کتابهای معماری در آمریکای شمالی دارند و بر فعالیتِ بسیاری از مدارس نامآورِ معماری در دانشگاههای آمریکایی اثرگذار هستند. با انتقاد از این گروه مافیایی شانس منتقدان از ماندن در بازی بزرگان به میزان قابل توجهی کاهش خواهد یافت.
در مدارس معماری ما ودر کلاسهای طراحی معماری واژگانی که بیش از هر چیز دیگر، چه از جانب اساتید و چه از جانب دانشجویان شنیده میشود نام همین اِستارشیتکتهاست (تأکید میکنم بر روی نام). اما چه چیزی در معماری این افراد وجود دارد که آنها را برای ما چنین خواستنی میکند؟ چه چیزِ این افراد ما را بر آن داشته تا برای این بازیگران عرصه معماری بهسان هنرپیشنههای هالیوودی فرش قرمزی پهن کنیم و به عنوان شیفتگان چشم و گوشبسته و طرفدارن سینهچاکشان به دنبال فرصتی برای امضاء گرفتن از ستارگان مجبوبمان باشیم؟ چرا ما خودمان را مقید به حفظ فاصله در برخورد با این افراد میدانیم؟ و چرا ناخواسته به قدرت گرفتن این گروه – که در بعضی حوزهها عملکرد مافیایی دارند – کمک میکنیم؟
نتیجه منتطقی چنین برخوری در سیستم آموزشی ما، تقلید صرف در ظاهر طرحهاست. نتیجهاش انبوهی از طرحهای بهدست آمده از کلاسهای طراحی است که در آنها ایدههای وارداتی و مفاهیم شکلدهنده، میانبرهای طراح برای رسیدن به مقصود و تنها استدلالهای او در جهت توجیه طرح هستند و نه حقیقت طرح. فقدان ترجمهی فارسی کتابهای اِستارشیتکتها دلیل دیگری از شناخت ناقص و شیفتگی بیمارگونه ما در پرستش این ستارگان است. رِم کولهاوس فوقستارهی معماری روز جهان و محبوبترین معمار این روزها در محافل آکادمیک (بویژه در ایران)، شاید در دلش به این همه جهل و نادانی طرفداراناش میخندد. او با نیامدنش بهترین جواب را به شیفتگانی که هیاهیوی پوچی بر سر حضور او در ایران به راه انداخته بودند، داد. دست مریزاد! چرا که مسئله بر سر حضور و عدم حضور کولهاوس در ایران نیست!
تصویر: پیتر آیزنمن، قهرمان معماری، این بار در لباس قهرمانی فوتبال با پیراهن باشگاه گالاتاسرای (به احتمال زیاد در احاطه هواداراناش!). عکس برگرفته از وبلاگ هنر و معماری.
+
نوشته شده در شنبه 31 شهریور1386ساعت توسط هادی مناف زاده
|

دو حجم سفالین اصلی ماریو بوتا در موزه هنرهای سنتی جدید سئول قابل تشخیص میباشد. در طول دورهای که موزه هنرهای باستانی در حال ساخت بود، قسمت بزرگتری از مرکز فرهنگی و ساختمانهای آن توسط معمار مشهور بین المللی به نام جان نوول طراحی شد. بعدها موزه هنرهای معاصر نیز توسط وی طراحی گردید و بخش دیگر کار هم توسط رم کولهاوس با عنوان نمایشگاه موقت حقوق خلق شد و به راستی عرصه را برای یک رقابت پر مفهوم برای گروه مشهوراین معمار سویسی آماده نمود.
سایت پروژه، زمینی اختصاصی در یک فضای شهری آشفته و بینظم در سئول میباشد؛ همراه با نمایش دو عنصر متضاد و خالص یک مکعب و یک مخروط واژگون. این دو حجم به عنوان عناصر پیوند دهنده با بقیه بناها در ارتباط میباشند. مکعب توسط یک سری احجام پیرامونی همراه با ردیفی از صفوف مردم و پرچمهایی که تداعی کننده خاطرهای از پرچمهایی است که در دوران باستان توسط نگهبانان مرزی از قسمت فوقانی برجها آویخته میشدند، دارای هویت و شخصیت گشته و توالی احجام باعث شده که ساختمانها به طور کلی روشنتر به نظر بیایند و نتیجه آن قراردادن حجم کلی موزه در پس زمینهای از تپهها است.

مخروط واژگون، مانند گوهری در تنه اصلی موزه قرار گرفته و به حالت یک نقطه اتکاء معکوس حقیقی در نقش یک عنصر در مرکز یک مجموعه بدون عیب به نمایش درآمده است. برای رویه نمای بناها، بوتا به مصالح بناهای سنتی متوسل شده است، به عنوان مثال سفال. اما او این مصالح را در طرح منحصر به فرد خود به حالت امروزی درآورده و در بناهای خود از روش ساختمان سازی بدون چسب و یا بتن جدید استفاده کرده است. به عنوان مثال باد خور کردن نمای سردر که در آن عناصر یک در میان و متوالی صافی به بلندی 50 سانتیمتر همراه با باریکههای نوک تیز حجم مکعب را پوشش میدهند و یک بافته متغییر را خلق میکنند که بنا را به حالت یک جادوی واقعی نمایان میکند. همچنین عناصر نوک تیز به بلندی 50 سانتیمتر و ضخامت 15 سانتیمتر دور تا دور مخروط واژگون رو در روی هم جا گیری شدهاند.

اما در مورد ذرات ریزی که روی سطوح به صورت سیستم مدولار نمایان است باید گفت ترکیبی است از عناصر مجرد ذوزنقه ای شکل که با سطوح منحنی کامل بنای نمایشگاه پوشش داده شده است. تصمیم مبنی بر پوشاندن هر دو سطح خارجی بلوکها با مصالح یکسان، به تاکید فرم آنها و ارتباط صمیمی بین دو بدنه کمک می نماید.
موزه با یک تصویر سحرآمیز و غیرقابل نفوذ، مانند استحکامات نظامی سنتی کشور کره، ظاهر شده است بطوریکه در قسمتی که به صورت فضای نمایشگاهی است به طور کامل خویشتن گرا است و قابل تفکر و تأمل است؛ این فضا توسط یک سری از فضاهای مستقل تعریف شدهاست و فرم را از هر نوع ارتباط مستقیم خارجی حفظ میکند.

در یک دوره زمانی فضای نمایشگاهی موزه گوگنهایم اثر فرانک لوید رایت تنها محیطی تصور میشد که به دور یک مرکز تهی به صورت یک مسیر حلزونی ممتد گسترده شده است. ورودی موزه در سئول، توسط پلههای ریزی که دسترسی به اتاقهای مستقل نمایشگاه را تأمین میکند و در چهار طبقه به صورت تاج مدوری سازمان یافته ، دارای هویت و شخصیت شدهاست. پلهها از بالا توسط نور آسمان روشن میشوند، در این میان از طریق برش آن که به طرف پایین باریکتر میشود، عمق فضا ادراک میگردد و بازدیدکننده را در طبقه زیرین برجسته میکند و از طریق آن با موزه هنرهای معاصر اثر جان نوول و فضای نمایشگاهی موقت اثر رم کولهاوس که این پروژه فرهنگی را به نحوه شایستهای تکمیل کرده، رابطه مناسبی برقرار می نماید. این فضاها بنا به درخواست بنیاد فرهنگی سامسونگ بنا شده اند.

منبع
+
نوشته شده در شنبه 31 شهریور1386ساعت توسط هادی مناف زاده
|
سالن موسيقيwalt disney اثر فرانك گهري
Frank Gehry’s buildings seem to be from another planet

سالن موسيقي walt disney در لوس آنجلس در حال احداث ميباشد . كه يكي از بزرگترين پروژه هاي فرانك گهري است .اين بنا قرار است به عنوان مركز فرهنگي لوس آنجلس مورد بهره برداري قرار گيرد .



اين طرح برگرفته از انبوهي جعبه است كه با يكديگر تداخل داشته و تو در تو قرار گرفته اند كه در مركز به جعبه بزرگتري منتهي ميشود كه محل اصلي سالن موسيقي است .اين بنا ظرفيت 2300 نفر تماشاچي را دارا ميباشد .طرح داراي پويايي زياد بوده كه دقيقا تداعي كننده يك سالن موسيقي پرشور است .
شكل كلي طرح بوسيله نرم افزار catia محاسبه و طراحي شده است.

اینم لینک فیلم :Sketches of Frank Gehry-
http://www.timesonline.co.uk/tol/audio_video/times_online_tv?channel=Arts+and+Entertainment&clipid=1152_timesonline0216
+
نوشته شده در شنبه 31 شهریور1386ساعت توسط هادی مناف زاده
|

خانواده لوید رایت (1889)
فرانک ایستاده در کنار در ورودی (متولد 1867)- پایین سمت راست پدر - در میان درگاه مادر بزرگ - در وسط عکس مادر فرانک لوید رایت .
فرانک لوید رایت محافظه کار یا نابغه؟
بی تردید فرانک لوید رایت از میان تمام معمارانی که کارشان را قرن نوزدهم آغاز شد دور اندیش تر بود وی نابغه ای بود که چشمه فیاض قریحه اش هرگز به خشکی نگرایید واستعدادش به وصف نمی آید کار وی از اعصار مختلف به خصوص از معماری دیرین خاور دور متاثر بود اما نه به شیوه دیگر معماران قرن نوزدهم که تقلید را بهانه عدم ابتکار کرده بودند بلکه مانند ماتیس نقاش فرانسوی که از هنر و زندگی ایرانی الهام گرفت و این الهام با درک و تاثیر عمیق بود .با اینهمه کار رایت بیشتر از کار هر معمار امریکایی دیگر روحیه سرزمین خود را داشت .فهمیدن کارهای رایت محتاج مطالعه دقیق وعمیق است ودرک شخصیت قوی وی که در هر نکته ای از کارهایش تجلی داشت به آسانی ممکن نیست اثارت قرن نوزدهم هنوز در رایت باقی بود اما وی به تنهایی بی آنکه نقاشان و مجسمه سازان معاصر وی اورا یاری کنند تصوری نو در معماری آفرید.

به سال 1887 هنگامی که راست در شیکاگو آغاز به کار کرد این شهر سرچشمه معماری جدید بود وی در کارگاه دونفر از معماران و مهندسان آن زمان "لوئی سالیوان "و " دنکلمار ادلر" که اولی را استاد محبوب و دومی را کهن سرور بزرگ می نامید در زمانی که این دو در کمال قدرت خلاقه ساختمان (ادیتوریم ) را می ساختند شاگردی می کرد .به این تریسب مکتب شیکاگو در شکفته ترین ایام خود بر جوان وی تاثیر گذاشت با این همه رایت مستقیما دنبال کارهای این مکتب را نگرفت استفاده از امکاات ساختمانی جدید و مصالح تازه به عرصه معماری رایت –خانه یازی – سالها بعد وارد شد . از این رو می توان گفت که وی محافظه کار بود و و بیشتر ئنباله روی راهی بود که ریچاردسن رفتهبود تا سالیوان تازه در دهمه سوم قرن بیستم که بتن مسلح به طور کامل در اروپا رواج یافته بود وی – چنانچه که خودگفته است –برای نخستین بار این ماده را در یکی از خانه هایی کهساخت به کار برد دلیل این مطلب عدم کفایت رایت نبود بلکه تمایل و اراده شخصی وی بود .

اولگنا لوید رایت (همسر فرانک لوید رایت)
آن دسته از معماران اروپایی که رهبری نهضت نو را در آن قاره به عهده داشتند به سرعت معنای کارهای رایت را یافتند به سال 1908 " کونو فرانکه " استادی آلمانی که جز برنامه مبادلات فرهنگی دو کشور آلمان و آمریکا در دانشگاه هاروارد زیبایی شناسی تدریس میکرد رایت را ملاقات کرد و نتیجه این دیدار کتاب قطوری در باره رایت به زبان آلمانی شد . که به سال 1910 در آلمان منتشر شد کتاب کوچکتر دیگری از همین نویسنده به سال چاپ شد که 1 تعداد فراوانی از این کتاب به فروش رسید و این دو کتاب مقدمه آشنایی اروپائیان با کار رایت شد بی مناسبت نیسا که یاد آور شویم که کتاب نخستین به دلیل جامع بودن خود تاکنون بی نظیر مانده است .
دلیل انکه رایت بیشتر از معماران هم دوره خود بود چیست ؟ چرا ساختمانهای وی حتی آنهایی که در دم واپسین ساخت بر معماری تاثیر فوق العاده دارند پاسخ این دو سوال چندان مشکل نیست در ستیز با کهنه پرستی مشکل رایت در مقایسه با مشکلات دگر معمارن اروپایی کمتر بود وی در ناحیه غرب مرکزی آمریکا زاده شد و وی در سایه حمایت شهری چون شیکاگو که مرکز رفیع ترین کارهای آن زمان بود.
از آعاز توجه رایت معطوف مسئله ای شد که سراسر عمر مورد توجه وی بود ساختن خانه بعنوان ماوایی برای زندگی .سنت عمومی امریکاییان در این مورد متالهایی که " سالون " بوجود آورده بود و روح هنرمندانه ای ریچاردسن به خانه سازی داده بود در اختیار رایت قرار گرفت اما راز کار وی در این است که در سنت خانه سازی امریکاییان عواملی را که برای اساس معماری آینده اهمیت داشت باز شناخت و نسبت به این عوامل اساسی بی تفاوت نماند بلکه به قدرت نبوغ خویش بر انها عوامل تازه تر افزود و انچه را که به وی رسیده بود وی پیشتر برد .
هر چهل سال یکبار یا چیزی در این حدود معماران مدرن خود را با مفاهیم وسبک های زیست محیطی در گیر میکنند رایت تلاش فراوانی در این زمینه کرد تا جایی که دریک سخنرانی پنجاه و دو تعریف از معماری ارگانیک ارائه نمود آن را با تعابیری نظیر پلان آزاد – فضای ازاد – آزادی از قید و بندها – و در لحظات احساسی خود عشق ازاد معرفی میکرد معماری ارگانیک خردگرا در قرن نوزدهم در میان مهندسان ومعماران آرت نو مبلغان و طرفدارانی داشت در قرن بیستم توسط معمارانی نظیر هوگو- هرینگ آلمانی در لبه مدرنیسم جای گرفت ولی هرگز تنوانست در سنت مدرن نفوذ کند به طوری که حتی انسان گرایانی چون آلوار آلتو سیستم ابراز گرایانه خود را تنها به عنوان عنصر کوچکی در زیبایی کلی کارهایشان حفظ نمود . قوس ها فرم ها و موج های طبیعی به زیر سیگاری ها دستگیرههای در و در بعضی از مواقع فرم های اکوستیکی که از لحاظ منطقی و اقتصادی قابل توجیه باشند محدود بود به طور کلی ذهنیت غالب یک ذهنیت جبرگرایانه بود .
+
نوشته شده در جمعه 30 شهریور1386ساعت توسط هادی مناف زاده
|
«لوييس ساليوان» معمار بزرگ آمريكايي و «پدر معماري مدرن» در چنين روزي به دنيا آمد. او با تفكرات و عقايد منحصربه فردش توانست تحولي شگرف در هنر و صنعت معماري به وجود آورد و تاثيرات عميق او بر كسي پوشيده نيست. ساليوان بنيانگذار مدرسه معماران شيكاگو است و «فرانك لويدرايت» معمار افسانه اي آمريكايي از شاگردان او بوده است.

«لوييس هنري ساليوان» در سوم سپتامبر ۱۸۵۶ در شهر بوستون به دنيا آمد و مدت كوتاهي در «موسسه فناوري ماساچوست» (ام آي تي) به تحصيل مشغول شد و دريافت كه قادر است تحصيلات دبيرستان خود را يك سال زودتر تمام كند و با گذراندن يكسري امتحانات، دو سال در دانشگاه پيش بيفتد. او تنها ۱۶ سال داشت كه وارد دانشگاه ام آي تي شد و پس از يك سال تحصيل به فيلادلفيا رفت و براي خود شغلي در كنار معماري به نام «فرانك فرنس» (Frank Furness) پيدا كرد
ركود اقتصادي سال ۱۸۳۱ بسياري از زحمات «فرانك فرنس» را بر باد داد و او به واسطه مشكلات مالي مجبور به اخراج «ساليوان» شد. در اين زمان «ساليوان» به شيكاگو رفت تا در جريان ساختمان سازي آن شهر كه پس از وقوع يك آتش سوزي گسترده در سال ۱۸۷۱ آغاز شده بود شانس خود را بيازمايد. او خيلي خوش شانس بود كه موفق شد در كنار «ويليام لبارون جني» مشغول به كار شود. «جني» اولين معماري است كه از اسكلت فلزي در اجراي ساختمان بهره برده. پس از كمتر از يك سال فعاليت در كنار «جني»، «ساليوان» به قصد تحصيل بار سفر بست و يك سال در دانشگاه هنر پاريس مشغول به فراگيري شد. پس از اتمام دوره آموزشي به شيكاگو بازگشت در حالي كه هنوز هجده سالگي اش تمام نشده بود. او چند سال بعد را به فعاليت در كنار معماران مختلفي گذراند تا اينكه در سال ۱۸۷۹ «دانكمار آدلد» معمار مشهور آن زمان، "ساليوان" را استخدام كرد و يك سال بعد او را در شركت خود شريك كرد. اين اتفاق سرآغاز دوران پيشرفت و موفقيت ساليوان بود. طي اين سال ها «ساليوان» و «آدلد» موفقيت هايي پي درپي به دست آوردند كه از جمله آنها مي توان به طرح و اجراي تالار سخنراني شهر شيكاگو در سال ۱۸۸۹ اشاره كرد كه در پايان پروژه «ساليوان» و «آدلد» طبقه بالاي اين ساختمان را به عنوان آتليه خود انتخاب كردند. از ديگر موفقيت هاي اين دو شريك مي توان به ساختمان واگن سازان (Wainwright Building) در سنت لوييس اشاره كرد كه اولين آسمانخراش تاريخ معماري جهان به شمار مي رود.

«لوييس ساليوان» اولين معماري است كه روش صحيح استفاده از اسكلت فلزي در ساختمان هاي بلند و مزاياي آن را به طرز بهينه اي مورد استفاده قرار داد. از آنجايي كه در ساختمان هايي كه با اسكلت فلزي بنا مي شوند معمولاً غير يك يا دو دهنه ديوار برشي در ساير نقاط ساختمان نه تنها عضو باربري وجود ندارد كه به عنوان مثال از ديوارهاي ساختمان فقط به دليل پوشندگي و محافظت سرمايي گرمايي استفاده مي شود و هيچ خاصيت باربري ندارد. «ساليوان» با علم به اين نكته در ساختمان هاي بلند از پنجره هايي با ابعاد بزرگ بهره مي برد كه نه تنها باعث روشنايي بيشتر فضاي داخلي مي شد كه با حذف ديوارها و ضخامت پائين شيشه هاي پنجره سطح مفيد ساختمان افزايش يافت.

منبع:وبلاگ معمار ایرانی
+
نوشته شده در پنجشنبه 29 شهریور1386ساعت توسط
|
تخیل توانایی انسان در تولید فرم،تصویر و ایده است؛ تخیل دامنهای وسیع دارد و وظیفه آن شکستن قالبهای موجود و البته بر هم زدن عادت یکی از تکنیکهای تخیل است.
امروزه با استفاده از نرم افزارهای قدرتمند و تکنیک های شبیه سازی،ابعاد تصور انسان گسترش یافته به طوری که قدرت تخیل انسان به خلق و ابداع فرم هایی دست یافته است که تصور آنها بدون ابزار کامپیوتر غیر ممکن است.نتیجه این عمل ایجاد و شکل گیری فضاها در مقیاس بزرگ است که اکثر معماران از آن بهره می گیرند.دنیای دیجیتال کامپیوتر ابزار بسیار قدرتمندی برای به تصویر کشیدن تخیلات انسان گشته است. بهره گیری معماران از این امکان موجب خلق فضاهایی شده است که پیشتر غیر قابل تصور بود.
یکی از معمارانی که از این امکان بهره جست ظه حدید بود.ظه حدید با کمک پاتریک شوماخر که در پشت صحنه طرح های معماری او قرار دارد ،توانست در چند سال اخیربا استفاده از این ابزار قدرتمند تخیلات خود را به تصویر کشیده و عرصه را بر دیگر معماران تنگ کند.
شاید بتوان ظه حدید را یکی از معماران بزرگ طرح های رویایی نامید . خطوط دینامیکی این معمار بزرگ در اکثر مسابقات معماری سالهای اخیر جنجالی و خبر ساز بوده است.پیشتر طرح های این معمار بزرگ فقط بر روی کاغذ نقش می بست اما امروزه کشف قابلیتهای مصالح موجود و تکنولوژی ساخت مصالح جدید این امکان را به وجود آورده که طرح های تخیلی خود را به واقعیت تبدیل کند. بعضی از معماران معتقدند که قرار گرفتن در فضای طرح های او بیننده را هیپنوتیزم می کند و حسی متفاوت با سایر فضاها به وجود می آورد.
10سپتامبر2007 شهر باکو پایتخت کشور آذربایجان میزبان این معمار بزرگ بود. خطوط دینامیکی این معمار بزرگ قرار است در طرح مجتمع فرهنگی این شهر در زمینی به مساحت 30 هکتار خودنمایی کند.
مرکز فرهنگی حیدر علی اف که دستور ساخت آن در روزهای پایانی سال 2006 توسط رئیس جمهور این کشور صادر شد، شامل موزه ،کتابخانه،سالن کنفرانس و مراکز پژوهشی است که میزبان همایشها و نمایشگاههای فرهنگی در سطح بین المللی خواهد بود.
نکته اصلی این طرح که در اکثر کارهای ظه حدید در چند سال اخیر مشاهده می شود یکپارچگی و وحدتی است که در طرح مشاهده می شود و دارای تنوع و دید پرسپکتیو متفاوت است.حجم در حالت کلی پوسته یکپارچه ای است که در تمامی ابعاد به حرکت در آمده و تعریف فضا می کند . سالن کنفرانس این مجموعه با ظرفیت 1280 نفر با حرکت نرم و پیچشی این پوسته شکل گرفته است.
این اولین باریست که یک طرح با این ابعاد بزرگ و سرمایه گذاری کلان و با این فرم در شهر باکو ساخته خواهد شد . با توجه به سابقه تاریخی کشور آذربایجان در زمینه موسیقی ،تاتر،اپرا و... و با توجه به اینکه در 2 سال اخیر از رشد اقتصادی بالایی برخوردار بوده ،این کشور در صدد سرمایه گذاری برای معرفی تاریخ و هنر خود به جهانیان بوده است . بدین جهت انجام پروژه های وسیع و در مقیاس بزرگ و بهره گیری از شرکت های مطرح و صاحب نام را در فصل کاری خود قرار داده است .
هدف از ساخت این پروژه بنا به گفته الهام علیف معرفی تاریخ و هنر این کشور به جهانیان است و قرار است همایشها و نمایشگاههایی در سطح وسیع و بین المللی در آن برگزار شود.
تصاویر: فوتوتوران






+
نوشته شده در سه شنبه 27 شهریور1386ساعت توسط هادی مناف زاده
|
مشخصات ساختمان MAM
معمار : سانتياگو کالاتراوا
مکان : ميلواکی ، ويسکانسن ، ايالات متحده
تاريخ ساخت : سال 1994 تا 2001 ميلادی
مساحت کل ساختمان : 13هزار متر مربع
طول بنا : 149 متر
بيشترين عرض بنا : 43 متر
حداکثر ارتفاع بنا : 3/11 متر
هزينه اجرای پروژه : بيش از 100 ميليون دلار

بدون شک ، موزه هنر ميلواکی از برجسته ترين آثار معماری سانتياگو کالاتراوا محسوب می شود که ترکيبی متنوع و پيچيده از معماری و سازه است. در اين بنا هم سقفهای مواج و متحرک موجود است ، هم پلی معلق و زيبا و هم نورپردازيهای خلاقانه. در مجموع ، اين شاهکار در زمره برترين آثار معماری جهان قرار می گيرد ، هرچند اين عنوان را نيز در سال 2001 از ديدگاه مجله TIME کسب نمود و همچنين در همان سال در نظرخواهی عمومی وب سايت جايزه معماری پرايتزکر ، بيشترين آرا را به خود اختصاص داد ، اما در پايان ، گلن مورکات استراليايي در پايان جايزه مذکور را از آن خود نمود.
|
|
موفقیت محسوس و فوقالعاده پروژه موزه Modern Tate و دیگر پروژههای جدید، مورد توجه شدید شهرداران و مدیران موزهها در اقصینقاط جهان قرار گرفته است، بطوریکه آنها علاقمند هستند از طریق این شیوه قابل اطمینان و تازه آزمودهشده، شهرها و موزههایشان را به سطح شهرها و موزههای بزرگ جهان برسانند.
در حال حاضر فقط در ایالات متحده 40 موزه در مراحل مختلف اجرایی، از ساخت ساختمان جدید تا افزودن بخشهای الحاقی به ساختمان موجود، وجود دارند که اکثراً توسط معماران بنام طراحی شدهاند. در همین راستا، شهرهای غیر مطرح آمریکا از قبیل میلواکی و اوکلند در ایالت کالیفرنیا، به منظور ایجاد جاذبه برای گردشگران، اقدامات و سرمایهگذاریهای کلانی در زمینه معماری انجام دادهاند. شهرداران این شهرها با افزودن بخشهای الحاقی تندیسوار به موزه هنر میلواکی و کلیسای مسیح اوکلند که هر دو توسط سانتیاگو کالاتراوا، معمار اسپانیایی، طراحی شدهاند، در صدد جلب توجه گسترده جهانیان به این دو شهر هستند. همچنین کالاتراوا اخیراً طراحی شهر اسپانیایی علم و هنر در والنسیا، بزرگترین پروژه فرهنگی اروپا، و یک فرودگاه جدید و زیبا در بیلبائو اسپانیا را به انجام رسانیده که برخی معتقدند اهمیت و اعتبار موزه گوگنهایم گری را که در نزدیکی آن قرار دارد، تحتالشعاع قرار داده است. |
+
نوشته شده در سه شنبه 27 شهریور1386ساعت توسط هادی مناف زاده
|
تخت جمشید ،مجموعه ای از کاخهای بسیار باشکوهی است که ساخت آنها در سال ب512 قبل از میلاد آغاز شد و اتمام آن 150 سال به طول انجامید.تخت جمشید در محوطة وسیعی واقع شده که از یک طرف به کوه رحمت و از طرف دیگر به مرودشت محدود است . این کاخهای عظیم سلطنتی در کنار شهر پارسه که یونانیان آن را پرسپولیس خوانده اند ساخته شده است .
ساختمان تخت جمشید در زمان داریوش اول در حدود 518 ق . م ، آغاز شد. نخست صفه یاتختگاه بلندی را آماده کردند و روی آن تالار آپادانا و پله های اصلی و کاخ تچرا را ساختند . پس از داریوش ، پسرش خشایارشا تالار دیگری را بنام تالار هدیش را بنا نمود و طرح بنای تالار صد ستون را ریخت . اردشیر اول تالار صد ستون را تمام کرد . اردشیر سوم ساختمان دیگری را آغاز کرد که ناتمام ماند . این ساختمانها بر روی پایه هایی ساخته شــده که قسمتـی از آنها صخره های عظیم و یکپارچه بوده و یا آنها را در کوه تراشیده اند .
معماری هخامنشی ، هنری است از نوع تلفیق و ابداع که از سبک معماریهای بابل و آشور و مصر و شهرهای یونانی آسیای صغیر و قوم اورارتو اقتباس شده و با هنر نمایی و ابتکار روح ایرانی نوع مستقلی را از معماری پدید آورده است . هخامنشیان با ساختن این ابنیة عظیم می خواستند عظمت شاهنشاهی بزرگ خود را به جهانیان نشان دهند.
|
|
تخت جمشید |
اسناد تخت جمشید و کارگران مزد بگیر
در اواخر سال 1312 شمسی براثر خاکبرداری در گوشة شمال غربی صفه تخت جمشید قریب چهل هزار لوحه های گلی به شکل و قطع مهرهای نماز بدست آمد .
بر روی این الواح کلماتی به خط عیلامی نوشته شده بود . پس از خواندن معلوم شد که این الواح عیلامی اسناد خرج ساختمان قصرهای تخت جمشید می باشد . از میان الواح بعضی به زبان پارسی و خط عیلامی است . از کشف این الواح شهرت نابجایی را که می گفتند قصرهای تخت جمشید مانند اهرام مصر با ظلم و جور و بیگار گرفتن رعایا ساخته شده باطل گشت .
زیرا این اسناد عیلامی حکایت از آن دارد که به تمام کارگران این قصرهای زیبا ، اعم از عمله و بنا و نجار و سنگتراش و معمار و مهندس مزد می دادند و هر کدام از این الواح سند هزینة یک یا چند نفر است .
کارگرانی که در بنای تخت جمشید دست اندرکار بودند ، از ملتهای مختلف چون ایرانی و بابلی و مصری و یونانی و عیلامی و آشوری تشکیل می شدند که همة آنان رعیت دولت شاهنشاهی ایران بشمار می رفتند .
گذشته از مردان ، زنان و دختران نیز به کار گل مشغول بودند . مزدی که به این کارگران می دادند غالباً جنسی بود نه نقدی ، که آنرا با یک واحــد پـول بابلی به نام « شکــل » سنجیده و برابر آن را به جنس پرداخت می کردند . اجناسی را که بیشتر به کارگران می دادند و مزد آن محسوب می شدعبارت از : گندم و گوشت .
|
اسکندر مقدونی در یورش خود به ایران در سال 331 قبل از میلاد، آنرا به آتش کشید.
تاریخنگاران در مورد علت این آتش سوزی اتفاق رای ندارند. عده ای آنرا ناشی از یک حادثه غیر عمدی میدانند ولی برخی کینه توزی و انتقام گیری اسکندر را تلافی ویرانی شهر آتن بدست خشایار شاه علت واقعی این آتش سوزی مهیب میدانند.
تصویری از عظمت کاخها
ازآنچه امروز از تخت جمشید بر جای مانده تنها می توان تصویر بسیار مبهمی از شکوه و عظمت کاخها در ذهن مجسم کرد. با این همه می توان به مدد یک نقشه تاریخی که جزئیات معماری ساختمان کاخها در آن آمده باشد و اندکی بهره از قوه تخیل، به اهمیت و بزرگی این کاخها پی برد.
نکته ای که سخت غیر قابل باور می نماید این واقعیت است که این مجموعه عظیم و ارزشمند هزاران سال زیر خاک مدفون بوده تا اینکه در اواخر دهه1310خورشیدی کشف شد.
چیزی که در نگاه اول در تخت جمشید نظر بیننده را به خود جلب می کند، کتیبه ها و سنگ نبشته های گذر خشایارشاه است که به زبان عیلامی و دیگر زبانهای باستانی تحریر شده است. از این گذر به مجموعه کاخهای آپادانا می رسیم، جائی که در آن پادشاهان بار میدادند و مراسم و جشنهای دولتی در آن برگذار می شد.
مقادیر عمده ای طلا و جواهرات در این کاخها وجود داشته که بدیهی است در جریان تهاجم اسکندر به غارت رفته باشد.
تعداد محدودی از این جواهرات در موزه ملی ایران نگهداری می شود. بزرگترین کاخ در مجموعه تخت جمشید کاخ مشهور به "صد ستون" است که احتمالا یکی از بزرگترین آثار معماری دوره هخامنشیان بوده و داریوش اول از آن به عنوان سالن بارعام خود استفاده می کرده است.
تخت جمشید در 57 کیلومتری شیراز در جاده اصفهان و شیراز واقع شده است.
منبع:http://pardisss.blogfa.com/
+
نوشته شده در دوشنبه 26 شهریور1386ساعت توسط هادی مناف زاده
|
مرکز تحقیقات معماری و شهرسازی ایران با حمایت سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران به عنوان اولین تشکل مردمی حامی فعالیتهای تحقیقاتی و پژوهشی معماری و شهرسازی با اهداف ذیل تاسیس شد:
ـ فعالیت در جهت اعتلای فرهنگ عمومی معماری و شهرسازی از طریق اطلاع رسانی، انتشار جزوات، برگزاری گردهمایی ها و نمایشگاهها، سخنرانی و سفرهای پژوهشی برای اعضا و علاقهمندان در جایگاه عمومی و تخصصی.
ـ سعی در ایجاد بستر مناسب جهت حمایت از طرحها و برنامه های پیشرو و کاربردی در حوزههای معماری و شهرسازی و رشتههای مرتبط.
ـ تلاش در جهت ارتقا فرهنگ نقد معماری و شهرسازی از طریق ارتباط با مراجع مدیریتی و تخصصی از یک سو و فعالان و پژوهشگران حوژههای مرتبط و نهایتا عموم مردم از سوی دیگر.
ـ ایجاد بستر مناسب جهت ترویج آموزش مقولات مرتبط با حوزه معماری و شهرسازی در جایگاه عمومی و تخصصی.
علاقهمندان، فارغالتحصیلان و دانشجویان معماری و شهرسازی و رشتههای مرتبط جهت عضویت و شرکت در مجمع عمومی، تشکیل کارگروهها و بهرهگیری از خدمات مرکز، میتوانند حداکثر تا ۱۵ مهرماه جاری با شماره تلفن ۰۹۳۵۳۴۸۰۹۰۱ تماس، یا با تکمیل فرم در سايت
آرونا
اطلاعات اولیه عضویت را به واحد عضوگیری ارسال دارند.
+
نوشته شده در دوشنبه 26 شهریور1386ساعت توسط هادی مناف زاده
|
+
نوشته شده در یکشنبه 25 شهریور1386ساعت توسط هادی مناف زاده
|