تبليغاتX

طراحی نقشه های فاز ۱ و ۲ معماری - طراحی داخلی- طراحی و اجرای غرفه های نمایشگاهی - اجرای پروژه های تردی مکس و سه بعدی سازی - طراحی پوستر - عکاسی و ماکت سازی معماری و اجرای سایر پروژه های دانشجویان معماری

گروه معماری تکین طرح

گروه معماری تکین طرح

باشگاهی برای معماران

دوستان سلام

بعد از چاپ موفقیت آمیز ۲مقاله :"معماری فولدینگ و معمار طراح و سازنده یک نظام شهری "اینک مقاله سوم دوست عزیزم "هادی مناف زاده"با عنوان"معماری سبز گامی به سوی زندگی سبز"در ماهنامه تخصصی ساختمان و کامپیوتر-شماره۱۷ به چاپ رسیده که علاقمندان میتونند تهیه و استفاده نماییند.باتشکر

+ نوشته شده در جمعه 26 مرداد1386ساعت توسط فرخ اقدم تبار |


+ نوشته شده در جمعه 26 مرداد1386ساعت توسط هادی مناف زاده |


 

رنزو پیانو در سال 1937 در جنوا ایتالیا متولد شد. در سال 1970 با ریچارد راجرز انگلیسی به همکاری پرداخت این دو با طراحی مجموعه پومپیدو به شهرت رسیدند.

                                                                                    رنزو پیانو

 

پيانو در مقام معمار (هاي-تك) شروع به كار كرد و بعد ها به عنوان معمار ارگانيك شناخته شد و در نهايت به عنوان يك معمار مبتكر و خلاق در فنون و روش هاي ساختمان سازي به شهرت رسيد و هنوز هم بهترين نشان و افتخار كار هاي او تلاش وتحقيق مداوم براي يافتن افق هاي جديد معماري است كه از طريق روش هاي جديد فضا سازي و با تا كيد بر قدرت تفسير وباز انديشي در مورد نيازها وانتظارات انسان معاصرحاصل مي شود .

 

پيانو هميشه تلاش كرده روش ها و مفاهيم سنتي در مورد جهت و نحوه قرار گيري ساختمان را مورد باز انديشي قرار دهد وبا استفاده از شرايط و قابليت هاي طبيعي اقليم و محيط اطراف ساختمان و هدايت ويژگي هاي مطلوب آن به داخل فضايي خوش آيند وسازگار باشرايط طبيعي را در داخل ساختمان خلق نمايد .

 

موضوع عجيب ديگر اين كه وی در اسكيس هايش ايجاد جريان ها و اشعه ها در اطراف ساختمان و تعامل آن ها با خورشيد هميشه با مداد كمرنگ و سبز نشان مي داد .

 

با اينكه پيانو يك بنا زاده است و با قوانين و اصول مقبول ساختمان سازي بخوبي آشناست اما هميشه تلاش كرده طافق ها وشيوه هاي جديدي را جستجو كند تا پتانسيل هاي جديد مصالح را كشف و كيفيت و ارزش هاي انساني صنعت گري را غني كند .

 

 

مجموعه فرهنگی ژان ماری تجیبائو – نیوکالدونیای فرانسه

طراحی 1991- ساخت 1993 تا 1998

 

  

 

پروژه ژان ماری با طبیعت مانوس است یعنی بدون حضور نور خورشید که لطافت ساختارهای چوبی را باز می تاباند و بدون صنوبر بلند و ستون مانند که معیاری برای ارتفاع پوسته های وسیع ساختمان محسوب می شود و بدون بادی که از میان این عناصر می وزد و انعطاف پذیری و استحکام چوب را یادآوری می کند ، شناخت و درک کامل مکان و فضای خلق شده در این پروژه ، غیرممکن می شود.

 

 

معرفی سایت پروژه ( شبه جزیره نیوکالدونیا )

 

          سایت

 

بین کشور فرانسه و همسایه بر سر مالکیت این جزیره اختلاف بوجود آمد و سرانجام این جزیره به فرانسه تعلق یافت.

رئیس جمهور فرانسه به منظور نشان دادن اینکه این جزیره اصالتا به فرانسه تعلق دارد تصمیم گرفت یک مجموعه فرهنگی احداث کند تا آداب و رسوم مردم بومی آنجا را که معروف به کاناک بودند به تمام جهان نشان بدهد.

محل قرارگیری پروژه را تاج جزیره انتخاب کردند و در اختیار آقای پیانو دادند.

از ویژگی های این سایت می توان گفت :

- در یک طرف آب آرام و مطابق آن باد مطلوب و ملایم و در طرف دیگر آب خروشان را داریم که باد غالب را   تولید می کند.

- وجود پوشش گیاهی که سازگار با بناهای جزیره است.

- وجود خانه هاس کاناکی با مصالح بومی.

 

  

هنر پیانو در تبدیل کردن سازه بومی به های تک – تک لایه ای

 

     

 

         

 

یکی از جلوه های اصلی این مجموعه ، قدرت اجرایی به کار رفته از نظر صنعت گری بارای ساخت آنهاست که ریشه در تمدن و فرهنگ منطقه دارد. صنعت و مهارتهایی که به شکل شیوه های ساخت ممکن در این منطقه تبلور یافته است.

 

فرم سازه ای منتخب رنزو پیانو به خوبی قادر است با الگوها و شکل های تکیه گاهها ، بادبندها و سایر عناصر سازه ای تلفیق شود. سازه این ساختمان ها دو لایه است و خلا بین دو جداره ، ابزاری ارزشمند برای خنک کردن و تهویه ی فضای داخلی محسوب می شود.

شبکه ای تنیده با بافتی ظریف ، پوسته خارجی ساختمانها را تشکیل می دهد و با ارتعاش هایی متغییر که در قسمت های مختلف متفاوت است. این پوسته خارجی ساختمان را پویاتر می کند.

 

 

جواب مثبت پیانو به خانه های کاناک

 

            

 

نتایج بدت آمده ی فوق العاده قبل از ساعت این مجموعه ، نشان دهنده ی پاسخ مثبت پیانو است برای به نمایش گذاشتن فرهنگ کاناک که در تمام منطقه ی نیوکالدونیا غالب است و نشان دهنده نیاز و علاقه شدید او به باز اندیشی و بر انگیختن فرهنگ انسانی به طور پیوسته و به شکل های مختلف است.

همچنین این پروژه بیان کننده بینشی عمیق نسبت به امکانات و توانائی های معماری معاصر و چگونگی ترکیب آن با جزئیات و ریزه کاری های تمدن و فرهنگ بومی منطقه است.

همچنین این پروژه قادر است علاوه بر تفکری گم شده در زمان ، باززنده سازی اندیشه های کهن یک قوم برای ایجاد رابطه با محیط طبیعی اطرافش را نیز به خوبی به تصویر بکشاند.

 

 

عملکردهای مجموعه فرهنگی ژان ماری تجیبائو

            

 

این مجموعه به سه دسته تقسیم شده است که دو دسته ی آن سه تایی و دیگری چهار تایی است.

عملکرد آنها شامل : سمعی بصری ، کتابخانه ، کافه تریا ، نمایشگاه ، سالن اجتماعات ، سالن رقص ، آمفی تئاتر ، موزه و ...

 

 

                         کلاس آموزش رقص >>  

 

 

 

        <<  فضای داخلی کتابخانه

 

    نمایشگاه سنن مردم کاناک >> 

 

       <<  دید به سرسرا

+ نوشته شده در جمعه 26 مرداد1386ساعت توسط هادی مناف زاده |


 


کمي به دور و بر خود نگاه کنيد؛ کولرهاي آبي و گازي ، پنکه ، فن کويل و چيلر هواي خنکي را براي ساختمان ، فراهم مي کنند و از سوي ديگر، انواع مختلف يخچال ها و فريزرها که محصولات غذايي و نوشيدني ها را در محيط خنک و مناسبي نگاهداري مي کنند.
آنچه ما را به اين توانايي پيشرفته در فراهم ساختن امکانات سرمايشي رسانده است ، دانش تهويه مطبوع نام دارد. اما آيا تاکنون از خود پرسيده ايد که مردم کشورمان پيش از پيشرفت دانش تهويه مطبوع به شکل امروزي ، چگونه شرايط مناسب هوايي را براي خود فراهم مي کردند؟
آيا آنان آب و هواي گرم تابستاني را تحمل مي کردند و دسترسي به آب خنک را آرزويي محال مي دانستند؟ مسلما استفاده از آب خنک چشمه ها در مناطق کوهپايه اي و کوهستاني و سفر کردن به مناطق خوش آب و هوا يکي از اين راه حل ها بوده است.
ولي جالب است بدانيد نياکان ما پاسخهاي ديگري نيز ابداع کرده بودند که مي توانست شرايط بسيار مناسبي را در فضاي خانه ايجاد کند و اين کارها با توجه به آن که هيچ انرژي خاصي مصرف نمي کند، از شاهکارهاي مهندسي به شمار مي رود.
تاکنون فکر کرده ايد پنکه چگونه هوا را مطبوع مي کند؟ هنگامي که پره هاي پنکه مي چرخند، هواي پشت با فشار به جلو حرکت مي کند و جريان مصنوعي هوا ايجاد مي شود. اين جريان هوا با عبور از مجاورت پوست بدن روند انتقال حرارت بدن انسان را سرعت مي بخشد و ما احساس خنکي مي کنيم.
بادگير هم وسيله اي است که هوا را جريان مي بخشد. با اين تفاوت که در پنکه ، جريان برق موتور الکتريکي را و چرخش پره هاي متصل به موتور هوا را به حرکت درمي آورد؛ در حالي که بادگير بادي را که در فضاي بيرون مي وزد، مهار و به داخل خانه هدايت مي کند.
بادگيرها را معمولا متناسب با مصرف و نياز خانوار طراحي مي کردند و مسلما هر چه ابعاد ورودي بيشتر باشد، حجم هواي ورودي هم بيشتر خواهد بود. ارتفاع بالاتر هم در کارکرد بهتر بادگير موثر است.
دليل آن هم اختلاف سرعت باد در ارتفاع هاي مختلف است ؛ در مجاورت زمين ، سرعت هوا صفر است و هر چه بالاتر مي رويم ، سرعت باد بيشتر مي شود تا به مقدار ثابت خود دست يابد.
از سوي ديگر، در مجاورت زمين گرد و غبار زيادي وجود دارد که با افزايش ارتفاع کاهش مي يابد، به اين ترتيب با افزايش ارتفاع ، به هوايي با سرعت بالاتر و گرد و غبار کمتر دسترسي خواهيم داشت.
ورودي بادگير را معمولا در زيرزمين قرار مي دهند تا از خنکي زيرزمين هم استفاده شود و فضاي مطبوع و شرايط مناسب فراهم شود.
بادگيرهاي سنتي را مي توان يک نمونه عالي هنر مهندسي به شمار آورد که در حالي که هواي بيرون بسيار گرم است و از آسمان آتش مي بارد، بدون صرف هيچ گونه انرژي و صرفا با طراحي مناسب سيستم هدايت هوا، شرايط خنک با تفاوت دماي حدود 30درجه با بيرون را فراهم مي کنند.
البته بادگير سنتي ، به دليل ورود گرد و غبار به منزل و همچنين استفاده نکردن از سرمايش تبخيري محل اشکال است که ايراد دوم در برخي نمونه ها مرتفع شده است.
در اين نمونه ها، باد در مسير ورود به منزل از سطوحي نمناک عبور مي کرده و بخشي از حرارت خود را صرف تبخير آب مي کرده به اين ترتيب هوايي مرطوب تر و خنک تر به دست مي آمد که شرايط مطلوب تري فراهم مي کرد.
اين فرآيند مشابه همان اتفاقي است که درون کولر آبي روي مي دهد. دکتر مهدي بهادري نژاد، استاد دانشگاه صنعتي شريف و چهره ماندگار مکانيک کشور نيز در چند نمونه جديد، از پره هاي مرطوب در ستون بادگير و پوشال مرطوب در ورودي بادگير استفاده کرده است.
اين بادگيرهاي جديد که در مسجد دانشگاه يزد نصب شده است ، قدرت خنک سازي بيشتري نسبت به بادگير سنتي دارند و مي توانند کاملا جايگزين کولر آبي شوند.
تنها ايرادي که به آنها وارد است ، وابسته بودن آنها به جريان طبيعي باد است که البته در مناطق بادخيز، چندان جدي به نظر نمي رسد.



سقف گنبدي و الگوي بال هواپيما
اگر هنگام عبور از بازار قديمي يا شبستان يک مسجد نگاهي به بالاسر خود بيندازيد، مي توانيد گنبدهاي کوچکي را مشاهده کنيد که بعضا سوراخي در بالاي سقف خود دارند. شايد به فکرتان رسيده باشد که اين سوراخ ها براي تابيدن نور خورشيد به محيط پايين تعبيه شده باشد، ولي کاربري اين سقفهاي گنبدي به مراتب بيشتر از اين حرفهاست.
هنگامي که باد از روي يک سطح منحني ، مثلا يک نيمکره عبور مي کند، در بالاترين نقطه منحني به حداکثر سرعت خود مي رسد و در مقابل ، فشارش به شدت افت مي کند. اين افت فشار نسبت هوايي که در زير وجود دارد، موجب مي شود نيرويي به طرف بالا ايجاد شود.
در بال هواپيما، اين نيرو تعادل هواپيما و حرکت به سمت بالا را تامين مي کند. ولي در سقف گنبدي اين نيرو موجب مي شود هوا از سوراخ درون سقف به بيرون جريان پيدا کند و هواي محيط زير سقف تهويه شود.
البته خود سقف گنبدي هم در کاهش انتقال حرارت از بيرون به داخل ساختمان نقش مهمي به عهده دارد. آنچه گفته شد، مهمترين کاربري حرارتي سقف گنبدي است ، ولي مهمترين کاربري آن ، پوشاندن سطوح وسيع است و ابتدا براي اين منظور مورد استفاده قرار مي گرفته است ؛ ولي هنگامي که کارايي حرارتي اين نوع سازه کشف شد، حتي در ساختمان ها و خانه هاي معمولي که مي شد سقف آنها را به شيوه مسطح ساخت ، مورد استفاده قرار گرفت.



حياط ميزبان تابستاني اهالي خانه
در خانه هاي سنتي ايران ، حياط نقش بسيار مهمي از نظر ايمني ، امنيتي و راحتي اعضاي منزل به عهده داشته است. ولي حياط علاوه بر اينها از نوعي کاربري حرارتي نيز برخوردار بوده است.
خانه به صورتي ساخته مي شد که اتاقها دور حياط قرار گيرند و ديوارها روي حياط سايه بيندازند. در حياط هم يک حوض و يک باغچه نسبتا انبوه وجود داشت و به عنوان بخشي از فضاي مسکوني مورد استفاده قرار مي گرفت.
در روزهاي تابستان ، خانمهاي خانه بيشتر وقت خود را در حياط مي گذراندند و صبحها در حياط صبحانه مي خوردند و تا حوالي ساعت 10که حياط هنوز در سايه بود، در آنجا به سر مي بردند. پس از آن به زيرزمين بادگيردار مي رفتند، ناهار مي خوردند و استراحت مي کردند و بعد، حوالي ساعت 16که حياط دوباره سايه مي شد، دوباره به حياط مي آمدند و اصطلاحا صفا مي کردند!
در واقع ، در تابستان ها اهالي منزل وقت کمي را در داخل اتاقها مي گذراندند. بررسي ها نشان داده است وجود حياط، انرژي مورد نياز براي خنکي ساختمان را کاهش مي دهد، زيرا وجود حوض و گل و گياه باغچه ، هواي ورودي به اتاقها را خنک تر مي کند (البته نه خيلي زياد) و از طرف ديگر، چون عمده زمان حضور ساکنان در حياط مي گذرد، پس انرژي خنک سازي ساختمان درطول روز کاهش مي يابد.



زيرزمين و خنکي اهدايي زمين
زمين خاصيت جالبي دارد. در تابستان ها اگر چند متر پايين تر از سطح زمين را بررسي کنيم ، متوجه مي شويم دما کمتر از سطح زمين است و در زمستان ها دما بيشتر از سطح زمين است.
مي توان نشان داد در عمق پنج ، شش متري سطح زمين ، تغييرات دما در طول سال تقريبا ثابت و مقدار آن برابر متوسط دماي هوا در طول سال است. بدين سان مي توان از اين خاصيت براي طراحي يک زيرزمين يا يک سرداب استفاده کرد. در زمانهاي گذشته ، بادگيرها را به زيرزمين متصل مي کردند تا از خنکي بادگير هم استفاده کنند.
استاد در مورد کارايي حرارتي زيرزمين ها مي گويد: جالب اينجاست در زيرزمين ، خنک شدن به دو شيوه حاصل مي شود. يکي انتقال حرارت از طريق جابه جايي با هواي خنک و ديگري ، انتقال حرارت از طريق تشعشع با ديوارهاي خنک زيرزمين.
بدن انسان ، حرارتي معادل يکصد وات توليد مي کند. براي آن که انسان در شرايط مناسب راحتي به سر برده اين مقدار حرارت بايد دفع شود و در صورتي که بتوان از شيوه تشعشع استفاده کرد، آن گاه بخش اعظم اين حرارت به اين شيوه دفع مي شود. بنابراين ديوارهاي خنک از مزيت هاي مهم زيرزمين محسوب مي شوند.
در کشورهاي خارجي و از جمله ايالات متحده ، کتابخانه هايي وجود دارند که براي کاهش هزينه هاي انرژي خود، مخزن کتابها و سالن مطالعه را به زيرزمين انتقال داده تا از اين خاصيت زيرزمين نهايت استفاده را ببرند. جالب اينجاست که اين نمونه ها هم در منطقه بسيار گرم وهم در منطقه بسيار سرد واقع شده اند.



استفاده از سرماي زمستان براي تابستان
چهار سيستم فوق ، يعني بادگير، سقف گنبدي ، حياط و زيرزمين براي خنک سازي در طول روز استفاده مي شد. ولي شيوه هايي هم براي حفظ برودت زمستان تا تابستان و استفاده از آنها وجود داشت که آب انبار و يخچال (چاله هاي يخي) از آن جمله به شمار مي روند.
در آب انبار، آب سرد زمستان در سردابي زيرزمين جمع آوري مي شد و با روشهاي مختلف ، از انتقال حرارت بيرون به داخل جلوگيري مي شد. استفاده از بادگير و سايه انداختن ، دو روش براي خنک نگاه داشتن آب در آب انبار بود. در روش چاله هاي يخي هم در شبهاي صاف زمستان ، لايه هايي از يخ مي ساختند و آنها را در چاله هايي نگاهداري مي کردند تا در تابستان از آنها استفاده شود.
البته هر دوي اين روشها بسيار غيربهداشتي بودند، ولي مردم آن زمان چاره ديگري نيز نداشتند! به نظر مي رسد اجداد ما، مهندساني عالي بودند که انواع شاهکارهاي مهندسي را خلق کرده اند.
ولي مشخص نيست چرا نتوانسته اند در زمينه هاي بهداشتي نوآوري داشته باشند و اين شاهکارهاي مهندسي خود را بي عيب و نقص تحويل دهند!

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 24 مرداد1386ساعت توسط هادی مناف زاده |


_مهنـدس معمـار 5 سال سابقه كار مسلط به فاز 2 و قوانين شهرداري 4 الي 22081050 4 الي 22081050
_معماري‌ با‌سابقه‌بيش‌از‌سه‌سال‌ جهت‌رتبه‌بندي درشهركرد و اردبيل 88978541 88978541
_مهندس معمار نيازمنديم (با قيمت مناسب) 09123893702 09123893702
_تكميل‌كادرفني‌ورتبه‌بندي معماري شهرسازي برنامه‌ريزي شهري‌وروستايي طراحي‌شهري باحداقل9سال‌سابقه‌طراحي ومطالعات درزمينه‌شهرسازي تلفكس 88253238 09123232359 09123232359
_مهندس پايه 3 معماري دعوت به همكاري مي‌شود 09123335746و22377812 09123335746و22377812
ـمهندس معمار مسلط به فاز 2معماري و مهندس معمار مسلط به طراحي فاز1معماري 22890808 22890808
ـيك شركت مهندس مشاور جهت رتبه‌بندي ابنيه به مهندس با مدرك معماري و حداقل 6سال‌سابقه‌كار (مدت فارغ‌التحصيلي) با شرايط مناسب نياز دارد 09141141761 09141141761
ـبه يكنفر آرشيتكت خانم با حداقل‌ 6 سال‌ سابقه كار دربخش طراحي با تسلط كامل به نرم افزار‌ 3Dواتوكد جهت آتليه معماري نيازمنديم 88367495 88367495
ـمعماري www.NEG.ir

نقشه کش
نقشه كش معماري مسلط به طراحي واتوكد آشنا به ضوابط شهرداري 09121907532- 55394930 09121907532- 55394930
نقشه كش مسلط به CAD آشنا به سازه با ارائه نمونه كار CD 44411724 - 44411735 44411724 - 44411735
به يك نفر نقشه كش خانم آشنا به ضوابط شهرداري و مسلط به اتوكد نيازمنديم 09121830821 و 66016888 09121830821 و 66016888
نقشه كش معماري خانم 44083873 44083873

منبع":: آرونا "

+ نوشته شده در چهارشنبه 24 مرداد1386ساعت توسط هادی مناف زاده |


 

خداوند متعال ذاتی است لایزال، لایتناهی، بی عیب و کاستی؛ او در همه جا حضور دارد و با وجود خود در همه جا به مفهوم فضا - زمان جان می بخشد

+ نوشته شده در چهارشنبه 24 مرداد1386ساعت توسط هادی مناف زاده |


دوستان عزیز از این پس میتونید از طریق آدرس:

http://takin-tarh.tk

http://takin-tarh.coo.ir

http://takin-tarh.blogfa.ir

http://takin-tarh.blogfa.com

دسترسی داشته باشید.

+ نوشته شده در دوشنبه 22 مرداد1386ساعت توسط هادی مناف زاده |


 

http://i14.tinypic.com/68a7fr9.jpg

 

+ نوشته شده در شنبه 20 مرداد1386ساعت توسط هادی مناف زاده |


در حالی‌كه امروزه بسیاری از معماران، به‌ویژه طراحان داخلی، در پی خلق فضاهایی روشن و شفاف هستند و سعی می‌كنند با استفاده از رنگ‌ها و بافت‌های متنوع، كیفیت‌های فضايی گوناگونی ایجاد نمایند، خلق فضاهایی به رنگ سیاه (Black) و تاریك (Dark)، در نوع خود، تجربه منحصربفردی است كه برخی طراحان و معماران در آثار خود به آن پرداخته‌اند.

black-minimalism_01.jpg


گروه معماری Shop Architects از جمله گروه‌های معماری است كه در راستای تجربه رویكرد‌های متفاوت در طراحی فضا، سعی نموده‌اند در طراحی داخلی فروشگاه costume national (شعبه نیویورك) كه در اكتبر سال 1997 افتتاح شد، به بیان دیگرگونه‌ای از طراحی مینی‌مال دست یابند: طراحی فضایی سراسر سیاه؛ فضایی كه اشیاء در آن پنهان می‌شوند.

black-minimalism_02.jpg


گروه معماری Shop Architects توسط برادران دوقلوی Christopher Sharples و Sharples William، Coren Sharples (همسر Sharples William)، Kimberly Holden و Gregg Pasquarelli، از فارغ‌التحصیلان دانشگاه كلمبیا، در نیویورك شكل گرفته است. این گروه تاكنون پروژه‌های مختلفی چون مجتمع هنری Heyri در سئول، تالار Dodge دانشگاه كلمبیا، موزه هنر مدرن Long Island، مغازه‌های جواهرفروشی Me & Ro در نیویورك، میامی و اوزاكا و ... را طراحی نموده‌اند كه بسیاری از آنها جوایز متعدد معماری را برای این گروه به ارمغان آورده‌اند.

black-minimalism_03.jpg


كارفرمای این پروژه، شركت costume national بود كه به عنوان یكی از تولیدكنند‌گان پوشاك مینی‌مالیستی (minimalistic clothes) مطرح است. ایده اصلی طراحی این فروشگاه به‌نوعی برگرفته از سبك مینی‌مال محصولات طراحی‌شده توسط این شركت است؛ طراحی فضایی به غایت تاريك (ocean of darkness) همراه با پیوستگی‌ای كه در كف، دیوارها و سقف ایجاد می‌كند. نورپردازی فروشگاه نیز به صورت احجامی از نور سفید می‌باشد كه یا دربرگیرنده محصولات شركت یا نمایش‌‌دهنده محصول به وسیله تمركز نور بر روی آن است. در كل نورپردازی ویژه فضای فروشگاه به نوعی حسی از نامكانی (placelessness) را در مخاطب ایجاد نموده و كاراكتر خاصی به فروشگاه بخشیده است.

black-minimalism_04.jpg


شاید این پروژه را به نوعی بتوان تبلور عینی تعبیر جان پاوسن (John Pawson)، معمار انگلیسی، از مفهوم مینی‌مالیسم دانست كه می‌گوید: «نباید به مینیمالیسم تنها به عنوان یك سبك نگاه كرد، بلكه باید آن را نوعی تفكر در مورد فضا، ابعاد آن، سطوح آن و چگونگی عبور نور از آن دانست. این برداشت جامع و به هم پیوسته، برتری كیفی فضا را بر شكل آن و برتری مكان را بر اشیاء مطرح می‌كند.» (1).

black-minimalism_05.jpg


هرچند نمی‌توان تمام خصوصیات و ویژگی‌های چنین فضایی را بدون حضور در فضا و تنها از روی تصویر نقد یا توصیف نمود، اما به یقین می‌توان گفت كه حضور در چنین فضایی، تجربه بسیار متفاوتی از فضا را برای مخاطب در پی خواهد داشت. لازم به یادآوری است که این فروشگاه در سال 1998 جایزه LUMEN را از آن خود نموده است.

black-minimalism_06.jpg


ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1. جان پاوسن، ترجمه آزیتا ایزدی، معمار 37، خرداد و تیر 1385، ص90.

+ نوشته شده در جمعه 19 مرداد1386ساعت توسط هادی مناف زاده |




در معماري تزئيني، هر نقش وراي ارزش صوري خود، داراي ارزشي برگرفته از فرهنگ و بيانگر عقيده و آرمان تداوم يافته مردم جامعه در نسل‌ها بود. آرايه‌هاي معماري از سويي ذهن بيننده را به زيبايي صوري و ظاهري نقش‌ها و نوع كاربري فضاهاي بنايي كه نقش و نگارها بر ديوارهاي آن نشسته، فرا مي‌خواندند و از سوي ديگر ديدگاه بيننده را به قلمرو و راز و رمزهاي فرهنگي و ديني پوشيده در مفاهيم نقش‌ها مي‌گشودند.
علي بلوكباشي
عضو شوراي عالي علمي دائرةالمعارف بزرگ اسلامي
فرهنگ و هنر معماري سنتي در ايران صورتي شفاهي داشته و از راه تعليم حضوري و تقليد انتقال مي‌يافته است. حافظان و ناقلان فرهنگ و هنر معماري گروهي هنرمند برخاسته از ميان توده مردم كم‌سواد يا بي‌سواد بودند كه بيرون از عرصه آموزش‌هاي مدرسي و با بهره‌گيري از تجربيات و استعداد و ذوق هنري شخصي و ايمان و اعتقاد ديني استوار خود، مجموعه آثاري درخشان و پايدار در تاريخ فرهنگ معماري ايران اسلامي پديد‌ آوردند.
اين گروه معماران هنرمند در نقش‌پردازي و آذين‌بندي بناها، هم در جنبه زيباشناختي نقش‌ها و هم به جنبه فرهنگي آنها نظر داشتند و در كار هنري خود سليقه شخصي و الهاماتي را كه مخالف با روند عمومي باورهاي فرهنگي مردم بود، دخالت نمي‌دادند و به پاس و حرمت پيشگامان معماري و سنت‌هاي فرهنگي، كارهاي پيشينيان را تقليد مي‌كردند و حتي المقدور از حوزه كار و انديشه آنان پا فراتر نمي‌گذاشتند. «اين شكيبايي و انكار نقش در همكاري با نسل‌هاي پيش، همواره يكي از منابع نيرو و اصالت هنر ايران در بهتري ادوار بوده است.» (پوپ، 1355: 29).
در معماري تزئيني، هر نقش وراي ارزش صوري خود، داراي ارزشي برگرفته از فرهنگ و بيانگر عقيده و آرمان تداوم يافته مردم جامعه در نسل‌ها بود. آرايه‌هاي معماري از سويي ذهن بيننده را به زيبايي صوري و ظاهري نقش‌ها و نوع كاربري فضاهاي بنايي كه نقش و نگارها بر ديوارهاي آن نشسته، فرا مي‌خواندند و از سوي ديگر ديدگاه بيننده را به قلمرو و راز و رمزهاي فرهنگي و ديني پوشيده در مفاهيم نقش‌ها مي‌گشودند.
به گفته يكي از مردم‌شناسان، اين آرايه‌ها يك نظام نمادي «باز» آشكار را در برابر يك نظام نمادي «پوشيده» و پنهان قرار مي‌دادند (برومبرژه، 1370: 128). با دريافت مفاهيم نمادي نقش و نگارها در معماري تزئيني و ريشه‌يابي آنها مي‌توان به شناخت ذهن و انديشه معماران و در نتيجه به فرهنگ مردم و جهان‌بيني و آرمان‌هاي آنان دست يافت.
منبع الهام معماران
معماران سنتي ايران در خلق آثار هنري و ساخت و پرداخت نقش‌هاي آذيني، به طور كلي از دو منبع بزرگ و فياض طبيعت و فرهنگ الهام مي‌گرفتند. با آن كه طبيعت نقش و پايگاه برجسته‌اي در الهام‌بخشي و صورت‌بندي شكل‌ها در ذهن معماران داشت، اما نقطه نظر معماران در استفاده از پديده‌هاي طبيعت، نمايش مطلق نمودهاي طبيعي نبود، بلكه در بيشتر موارد، شكل‌هاي طبيعي زيست‌بومي وسيله و زبان هنرمند در القاي مفاهيم و انديشه‌هاي فرهنگي _‌ ديني و آرمان‌هاي جمعي مردم بود.
در تاريخ معماري ايران، به عقيده آرتور پوپ، سه عامل در خلق آثار هنري بسيار مهم و موثر بوده‌اند:‌ نخست، فرهنگ و فرهنگ‌هايي كه ايران در دوره حيات تاريخي با آنها تماس داشته؛ دوم، دين و مذهب و طريقت‌هاي عرفاني؛ و سوم سنت‌ها كه با گذر زمان برهم انباشته و متراكم شده و هر نسل تجربه‌ها و سليقه‌هاي نسل‌هاي پيشين را از راه تقليد حفظ كرده و در ايجاد هنر به كار برده است. (نك؛پوپ، 25 _‌27)
در واقع، انگيزه اصلي معماران سنتي ايران در نقش‌پردازي و تزيين بناها، به خصوص بناهاي مذهبي، بيان مفاهيم فرهنگي و باورهاي ديني مردم جامعه همراه با برداشت‌هاي هنرمندانه خود بود. از اين رو، اين گروه هنرمند از نقش‌ها و شكل‌ها همچون نمادهاي تصويري استفاده مي‌كردند و با آنها آرمان‌هاي جمعي و جهان‌بيني ديني مردم را تخليد و تبليغ مي‌كردند. رسالت آنان در اين كوشش، از سويي تقرب به درگاه الهي و به دست آوردن رضاي خاطر خدا، از سوي ديگر حفظ و انتقال مظاهر علوي و عناصر معنوي _‌ قدسي فرهنگ از طريق ارايه اين شكل‌ها به نسل‌هاي آينده بود.

شيوه كاربرد الهامات
معمران در به كارگيري الهامات خود و تجسم آنها به شكل‌هاي نمادين، از دو شيوه واقع‌گرايانه و آرمان‌گرايانه در معماري بناها استفاده مي‌كردند.
در شيوه واقع‌گرايانه، نگاه معمار مطلقا به ظرايف و زيبايي‌هاي طبيعي شكل‌ها و حجم‌ها در طبيعت زيست _ بومي بود و معمار از اين شكل‌ها و حجم‌ها عينا در ساخت و ايجاد نقش‌ها تقليد مي‌كرد. نقش‌ها را به دو صورت، يكي به صورت واقعي آنها در طبيعت و يكي ديگر به صورت انتزاعي، استليزه به كار مي‌گرفت. در ارايه صورت هاي انتزاعي، معمار خود را از بند تقيد طبيعت آزاد و رها مي‌كرد و با درهم ريختن شكل‌هاي واقعي و استحاله آنها، نقش‌هايي خاص پديد مي‌آورد. نقش‌هاي اسليمي گياهي و نقش‌هايي مانند «پابزي» و «دم‌كلاغي»، از نمونه‌هاي نقش‌هاي انتزاعي هستند.
در شيوه آرمان‌گرايانه، در حالي كه معمار از شكل‌ها و حجم‌هاي واقعي در طبيعت، در نقش‌پردازي استفاده مي‌كرد، ليكن نگاهش به معاني و مفاهيم شكل‌هاي طبيعي در فرهنگ و راز و رمز‌هاي پوشيده و پنهان آنها در ذهن جامعه بود. در اين شيوه آذين‌بندي، معمار مي‌كوشيد تا با حفظ جنبه‌هاي زيباشناختي پديده‌هاي طبيعي، ارزش و نقش نمادين و آرماني آنها را در جامعه ملحوظ بدارد.

آذين‌بندي گياهي
تزئين معماري بناها با نقش درخت و گل و بوته به يك عقيده بسيار كهن درباره قداست رستني‌ها و گياهان در زندگي انسان ارتباط دارد. درخت در پنداشت مردم جامعه‌هاي قديم مظهر حيات، باروري و قدرت بوده و برخي از آنها نقش مهم و برجسته‌اي در آئين‌ها و مناسك مذهبي مردم داشته است. الياده معتقد است كه درخت «همواره به خاطر آن چه به وساطت آن مكشوف مي‌شده و براي معنايي كه درخت متضمن آن بوده و بر آن دلالت مي‌كرده، مسجود و معبود بوده است.» (الياده، 1373: 261).
بسياري از بناهاي مقدس اسلامي با نقش درخت و گياه و گل و بوته تزئين شده‌اند. درخت تاك يك نمونه از آرايه‌بندي بناهاي مقدس با نقش گياهي است. تاك در مشرق زمين «گياه زندگي»، تصور مي‌شده و نماد «كيهان» بوده است. نقش اسليمي درخت تاك با شاخه و برگ و خوشه‌هاي انگور در درون طاق بزرگ محراب مسجد جامع نائين (سجادي، 1375: 84)، و نقش درخت تاك بر فرورفتگي ديوار محراب مسجد جامع قيروان در تونس كه آن را با زر بر زمينه‌اي سياه پرداخته‌اند، نمونه‌هايي از آذين‌بندي گياهي به شمار مي‌روند. بوركهارت (1365: 133) نقش تاك در محراب قيروان را «مظهر خرد»، و «درخت دنيا»‌ دانسته است.
نمونه‌اي ديگر از آذين بندي گياهي با هدف آرمان‌گرايانه، بهره‌گيري از گياه پيچك و انداختن نقش آن معمولا بر سردر فضاهاي ورودي خانه‌هاست. معماران در انداختن نقش پيچك بر سردر ورودي، جدا از جنبه زيباشناختي اين گياه، به نيروي جاودانه و جنبه قدسيانه آن در فرهنگ عامه نيز نظر داشته‌اند. گياه پيچك در فرهنگ مردم همچون حرز و تعويذي براي دور كردن ارواح خبيث و شرير به كار مي‌رفت. نقش تزئيني پيچك بر سردر خانه‌ها، ساكنان را از چشم بد و آفت و بلا محفوظ مي‌داشت (بلوكباشي، 1377: 180 _ 181)

كتيبه‌بندي آذيني
آذين‌بندي سردر فضاهاي ورودي، ديوارها، درها، گنبدها و محراب‌ها در مساجد، زيارتگاه‌ها، آرامگاه‌ها، آب‌انبارها، سقاخانه‌ها، كاروانسراها و... با كتيبه و به قصد تبرك و تيمن و تقدس؛ از زمان‌هاي قديم مرسوم بوده است. براي تزئين كتابه‌ها از آيات قرآني، احاديث نبوي، ادعيه و اشعار غالبا مذهبي استفاده مي‌كردند. كتابه‌ها را معمولا با خط تزئيني ثلث كه دور و تموج و زيبايي ويژه تزئيني دارد، مي‌نوشتند و با نقش و نگارهايي بر زمينه گچ، چوب، كاشي و سنگ مي‌انداختند.
كتيبه نماي بناهاي سقاخانه و آب انبار را با جملات دعايي و اشعاري در رثاي شهيد تشنه لب كربلا امام حسين (ع) و سقاي كربلا حضرت ابوالفضل، و لعهن و نفرين قاتلان شهيدان دين تزئين مي‌كردند.
شمايل‌پردازي
يكي ديگر از شيوه‌هاي نقش‌پردازي آرمان‌گرايانه در معماري سنتي ايران، شمايل‌نگاري روي ديوارهاي برخي از بناها بوده است. هنر شمايل‌نگاري روي ديوار از زمان‌هاي بسيار كهن در ميان معماران تزئيني اين سرزمين رواج داشته است. در دوره پيش از اسلام به خصوص دوره ساساني، هنرمندان بسياري بودند كه ديوار ايوان‌ها و تالارها و تنه ستون‌ها را با چهره‌هايي از قهرمانان اسطوره‌اي و حماسي و صحنه‌هايي از داستان‌ها و افسانه‌ها نقش و نگارين مي‌كرده‌اند.
در دوره اسلامي نيز نقشينه كردن ديوار بناها با شمايل و با مضامين حماسي _ ملي و حماسي _ مذهبي رواج داشته است. منبع الهام نقاشان تزئيني بناها در شمايل پردازي‌هاي حماسي _ ملي، شاهنامه و چهره و پيكره قهرمانان و واقعه‌هاي حماسي‌ آن، مانند جنگ رستم و سهراب، رستم و اسفنديار، رستم و اشكبوس و رستم و ديو سپيد بود. اين هنرمندان معمولا سردر ورودي و ديوارهاي سربينه حمام‌ها، سردر كاروانسراها، دروازه‌ها، سراها، قيصريه‌ها، ورودي بازارچه‌ها، سردر زورخانه‌ها، ديوارهاي درون قهوه‌خانه‌ها و ايوان‌ها و سقف‌هاي خانه‌هاي اعيان را متناسب با كاربري‌هاي اجتماعي _ فرهنگي هر يك از فضاهاي اين بناها، با صورت‌ها و پيكره‌هاي پهلوانان و صحنه‌هاي رزمي و بزمي نقاشي مي‌كردند و مي‌آراستند (بلوكباشي، 1375 : 97 _‌98).
معماري بناهاي شمايل نشان، انگاره‌هايي از واقعيت‌هاي تاريخي _ ديني و داستان‌هاي اسطوره‌اي _‌حماسي فرهنگ ايران‌زمين را در پيشگاه و نظر بينندگان نسل‌ها در توالي زمان مجسم مي‌سازد. بنا بر نظر كيپنبرگ (1373: 146) شمايل‌نگاري توصيفي از چگونگي قرائت تصاوير موجود در فرهنگ‌ها به كمك خود تصاوير است. شمايل نگاري ما را قادر مي‌سازد كه بر اين اساس، وجوه كشف ناشده روح ملي و جهان‌بيني را بازسازي كنيم.
به جز آذين‌هاي گياهي و كتابه‌اي و شمايلي، آذين‌هاي ديگري نيز در معماري سنتي ايران به كار رفته‌اند، كه نشان‌گر آرمان‌هاي فرهنگي _‌ديني مردم جامعه مسلمان ايران هستند. براي مثال معماران تزئيني براي جلوه‌گر ساختن هستي خداوند و نشان دادن مظهري از او در بناهاي مقدس، از شيوه‌هاي گوناگون نقش‌پردازي در هنر معماري تزئيني بهره مي‌جستند.
همچنين در فرهنگ اسلامي، گنبد را مظهر آسمان و پايه‌هاي گنبد را مظهر زمين مي‌پندارند. بوركهارت از گنبد و پايه چهارگوش نگهدارنده آن و مقرنس‌هاي ميان گنبد و پايه‌ها، توجيهي بديع و زيبا دارد. مي‌گويد:‌«آسمان با حركت‌هاي مدور بي‌شمار و زمين با جهات چهارگانه همانند است. بنابراين، مقرنس‌ها با شكل كندو وارشان گنبد را كه نمادي است از آسمان، به پايه‌ها كه نمادي است از زمين، مي‌‌پيوندد و حركت آسماني را در نظام خاكي منعكس مي‌كند. همو ثبات و بي‌تحركي كعب گنبد را در معماري جايگاه‌هاي مقدس، مظهر و نماد كمال و يا حالت ثبات و بي‌زماني جهان معنا مي‌كند. (بوركهارت، 1365: 85).
معماران سنتي در گزينش شكل‌هاي طبيعي براي نقشينه كردن بناها رسالت مهم و بزرگي در برابر فرهنگ و دين از سويي و مردم جامعه از سوي ديگر احساس مي‌كردند. هدف و آرمان اين هنرمندان ديندار و معتقد اين بود كه با نقش و نگارهايي كه بر در و ديوار بناها مي‌نشانند، پيوندي ميان جهان ناسوتي يا خاكي و جهان لاهوتي يا معنوي برقرار كنند و از اين راه رابطه‌اي ميان مردم جامعه و نيروهاي مقدس مينوي و رباني و مقربان بارگاه الهي پديد آورند. از اين رو، شكل‌ها و نقش‌هاي گياهان، جانوران، جامدات و اجرام سماوي را غالبا بر اساس مفاهيم نمادي ويژه آنها در فرهنگ و جامعه برمي‌گزيدند و در معماري به كار مي‌بردند. درك زبان رمزي اين نقش‌ها و دريافت معاني و مفاهيم آنها بسيار دشوار و فقط براي شماري از فرهنگواران و دينداران جامعه‌اي كه اين نقش‌ها در فرهنگ آن جامعه معنا گرفته، ممكن و ميسور بود.

Iran Art News

+ نوشته شده در جمعه 19 مرداد1386ساعت توسط هادی مناف زاده |


اهدای جوايز برندگان دومين جايزه معماری داخلی ايران (گزارش برگزارکننده)
انتقاد سردبیر یک نشریه معماری از پردیس سینمایی پارک ملت و جواب تکین طرح به این انتقاد
برج تجارت جهانی شیراز
افتتاحیه ساختمون فنو Phaeno Inauguration
با تشکر از دوست عزیزم که این شعر زیبا و در عین حال غم انگیز رو برام فرستادن
فرم....سازه.....داتلودستان
مقاله
Akershus University Hosptial / C.F.Møller
Vision City
دانلود کتاب معماری : طراحی و مدیریت فرودگاه